
امروز بیمارانی که با تشخیص سرطان مواجه میشوند، انتظار دارند پزشک تمام جزئیات، گزینههای درمانی و پیشبینیهای مربوط به وضعیت بیماری را با آنها در میان بگذارد. اما این شفافیت، دستاوردی است که طی دهههای اخیر به دست آمده. در سال ۱۹۶۱، فضای پزشکی کاملاً متفاوت بود و پنهان کردن تشخیص بیماری، بخشی پذیرفتهشده از رابطه پزشک و بیمار به شمار میرفت.
جنجال ۹۰ درصدی در سال ۱۹۶۱
دونالد اوکن، پزشک و پژوهشگر آمریکایی، در سال ۱۹۶۱ بررسی گستردهای را برای تحلیل دیدگاه پزشکان نسبت به اطلاعرسانی به بیماران سرطان انجام داد. او با مصاحبه و ارسال پرسشنامه برای ۲۱۹ پزشک، نتایجی را به دست آورد که در مجله معتبر JAMA منتشر شد. نتایج این مطالعه تکاندهنده بود: حدود ۹۰ درصد پزشکان ترجیح میدادند تشخیص سرطان را به بیمار اعلام نکنند.
پزشکان در آن دوران معتقد بودند واکنشهای احساسی شدید بیماران پس از شنیدن خبر سرطان، میتواند بیش از خود بیماری به فرد آسیب بزند. آنها تصور میکردند حقیقت میتواند منجر به افسردگی عمیق، ناامیدی و در نهایت از دست رفتن انگیزه برای ادامه درمان شود.
نقش خانواده و دستورالعملهای اخلاقی
در بسیاری از موارد، پزشکان اطلاعات مربوط به بیماری را ابتدا با خانواده بیمار در میان میگذاشتند و تنها در شرایط بسیار خاص یا اضطراری، موضوع را با خود بیمار مطرح میکردند. این رویکرد صرفاً یک تصمیم شخصی نبود، بلکه ریشه در دستورالعملهای اخلاقی آن زمان داشت.
نخستین دستورالعملهای اخلاقی انجمن پزشکی آمریکا (AMA) نیز به پزشکان توصیه میکرد از بیان پیشبینیهای ناامیدکننده خودداری کنند؛ چرا که تضعیف روحیه بیمار را مانعی برای بهبودی میدیدند.
جایگزینی «سرطان» با واژگان مبهم
برای دور زدن حقیقت و در عین حال عدم دروغگویی مطلق، برخی پزشکان از واژگان جایگزین و مبهم استفاده میکردند تا واژه «سرطان» هرگز به گوش بیمار نرسد. این روند بهویژه در مواردی که بیماری در مراحل پیشرفته بود، شدت مییافت. از جمله اصطلاحات رایج در آن دوران میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- استفاده از واژه «توده» به جای سرطان
- بهکارگیری عبارت «رشد غیرطبیعی»
- استفاده از اصطلاحات کلی پزشکی برای توصیف وضعیت بدنی