
دو روی سکه: تخریب در لبنان و فشار بر ایران
رژیم صهیونیستی در لبنان رویکردی مبتنی بر ویرانی سازمانیافته و نقض مکرر آتشبسها را دنبال میکند. این جنگ با ابزارها و روشهای متنوعی پیش میرود و تنها در مقاطع زمانی مختلف، تغییراتی در فراز و فرودهای راهبردی خود ایجاد میکند.
در این میان، ایالات متحده رویکرد متفاوتی را دنبال میکند. واشنگتن اگرچه بر اجتناب از درگیری گسترده اصرار دارد، اما از حملات نظامی دورهای برای حفظ فشار بر تهران استفاده میکند. ایده مرکزی آمریکا مهار جنگ تمامعیار و همزمان بهرهگیری از تحریمهای اقتصادی است تا هزینهای مستمر و خردکننده بر دوش ایران قرار دهد.
دغدغه واشنگتن از جنگ فرسایشی
استراتژیستهای آمریکایی نسبت به پیامدهای بلندمدت وضعیت فعلی هشدار میدهند. آنها معتقدند این رویکرد فرسایشی در نهایت به نفع ایران تمام میشود؛ زیرا تهران میتواند از این بازه زمانی برای بازسازی توانمندیهای آسیبدیده خود در جنگ استفاده کند.
از سوی دیگر، تیم ترامپ بر لزوم اتخاذ استراتژی روشنی در همراهی با رژیم صهیونیستی تأکید دارد. هدف آنها افزایش هزینههای سیاسی و عملیاتی برای تهران است تا ایران را مجبور کنند برگهای قدرتی خود، بهویژه نفوذ در تنگه هرمز را کنار بگذارد.
مؤلفههای عملیاتی استراتژی جدید آمریکا
واشنگتن برای پیشبرد اهداف خود در منطقه، محورهای مشخصی را در دستور کار قرار داده است که بر جنبههای دفاعی، دریایی و اقتصادی متمرکز است:
- حفاظت از نیروها:اولویت دادن به امنیت نیروهای آمریکایی و اتخاذ تدابیر سختگیرانه برای جلوگیری از حملات پهپادی و موشکی.
- تثبیت دریانوردی:تأکید بر سلب کنترل ایران بر تنگه هرمز در سواحل عمان و بازگرداندن آزادی دریانوردی در قالب نظام فعلی جداسازی تردد دریایی.
- همکاری اطلاعاتی:گسترش تبادل اطلاعات جاسوسی و برنامهریزی مشترک با رژیم صهیونیستی و تقویت حفاظت متحدان در مسیر جنوبی امتداد ساحل عمان.
- فشار اقتصادی و نظامی:هدف قرار دادن کانونهای نظامی ایران از طریق تحریمهای ثانویه سختگیرانه و بهطور همزمان، هدف قرار دادن رادارها و سکوهای موشکی در سواحل ایران.