
اسما پورزنگیآبادی
برای ما دهه شصتیها که حالا به میانسالی رسیدهایم یا به آن نزدیک شدهایم، صرفهجویی در مصرف برق از جدیترین توصیههایی بود که در دوران کودکی و نوجوانی در برابر آن قرار میگرفتیم. «بابا برقی» مدام در قاب تلویزیون ظاهر میشد و با هشدارهای ساده و موزونِ «مصرف بیرویه، کار خیلی بدیه»، «هرگز نشه فراموش، لامپ اضافی خاموش» از ما میخواست که حواسمان به مصرف برق باشد.
حدود چهار دهه از فعالیت آن کمپین تبلیغاتی گذشته است. این که چهقدر اثرگذار بود یا نبود، موضوع اصلی این گزارش نیست بلکه پرسش اینجاست که چرا با وجود تکرارهای مداوم و هشدارهای مکرر درباره بحرانهایی مثل کمبود آب، برق، گاز و بنزین، جامعه چندان که باید توجهی به آن ندارد و همچنان در شاخصهای مربوط به مصرف این منابع در دنیا وضعیت تأملبرانگیزی داریم؟
دکتر زهرا قاسمزاده، جامعهشناس و مدرس دانشگاه درباره این که چرا مردم با آنکه دائما درباره کمبود آب، بنزین، گاز و برق و ضرورت صرفهجویی هشدار دریافت میکنند، رفتار خود را آنطور که لازم است تغییر نمیدهند به گزارشگر روزنامه اطلاعات میگوید: اینکه افراد آگاهی داشته باشند و بدانند که مسألهای مثل کمبود آب یا برق یا بنزین وجود دارد، این دلیل بر این نیست که اقدامات متناسب با آن مساله هم به یک ارزش و هنجار و رفتار روزمره تبدیل شود؛ بلکه بین آگاهی و کنش افراد، مجموعه وسیعی از عوامل فرهنگی، اقتصادی، تاریخی و اجتماعی وجود دارد.
وی توضیح میدهد: سالهاست که کارشناسان و مقامات میگویند کشور دچار تنش آبی است؛ این یک گزاره علمی است و در آن تردیدی نیست ولی رفتار جامعه مطابق با آن تغییر نمیکند. زمانی جامعه به کمبود منابع، واکنش جدی نشان میدهد که کمبود را در زندگی روزمره حس کند؛ مثلا آب مدام قطع و پیامدهای آن کمبود در زندگی تجربه شود؛ اما مادامی که بین دانش و آگاهی ما درباره بحران و تجربه زیسته مرتبط با بحران فاصله وجود داشته باشد، تداوم رفتار و در این مورد، تداوم مصرف بیرویه را خواهیم داشت.
قاسمزاده به نکته دیگری نیز اشاره میکند که آگاهی از کمبود منابع کافی نیست؛ بلکه باید این کمبودها در زندگی روزمره احساس شود. بنابراین، صرف تبلیغات و هشدارها کافی نیست، بلکه نیاز است تا جامعه با تجربه مستقیم کمبودها مواجه شود تا تغییر رفتار را بپذیرد.