
ماهها درمان اشتباه و تجویزهای بیمورد
به گفته ناهید کبیری، علائمی نظیر سوزش ادرار و وجود خون در ادرار، آنها را ماهها به اورژانس و پزشکان مختلف سوق داد. اما در تمام این مدت، پزشکان تنها به تجویز آنتیبیوتیک اکتفا کردند. این روند تا زمانی ادامه یافت که سرانجام یک پزشک با تجویز سیتیاسکن، سنگی را که از کلیه خارج شده بود شناسایی کرد.
جراحی لیزر و عفونت مرگبار
پس از شناسایی سنگ، عمل خرد کردن آن با لیزر انجام شد و در این فرایند، یک فنر موقت (استنت) قرار دادند. اما آرامش این خانواده کوتاه بود. تنها یک روز پس از عمل، سیروس ابراهیمزاده با تب و لرز شدید و عفونتی سهمگین دوباره به بیمارستان بازگشت.
پزشکان مجدداً او را به اتاق عمل بردند تا استنت را تعویض کنند، اما در آن لحظات دیگر دیر شده بود. عفونت پیشرونده، ریههای او را درگیر کرد و در نهایت منجر به مرگ وی شد. کبیری مینویسد که همسرش در حالی از دنیا رفت که حسرت سفر به ایران و بازگشت به خانهای که دوستش میداشت، در دل داشت.
پرسشهایی از وجدان نظام پزشکی
ناهید کبیری در پایان نوشته خود، سوالاتی را مطرح کرد که نشاندهنده نارضایتی عمیق او از رویکرد درمانی است. او در این متن به موضوعاتی چون وفاداری به سوگند بقراط اشاره کرده و پاسخهای روشنی برای موارد زیر میطلبد:
- دلیل تزریقهای مکرر و بیدلیل آنتیبیوتیک در طول چندین ماه چه بود که باعث شد این داروها در زمان نیاز واقعی، اثری نداشته باشند؟
- نقص فنی استنت اول چه بود که منجر به ایجاد عفونت شدید شد و نیاز به تعویض فوری یافت؟
- چرا پزشکان در تشخیص اولیه و درمان، از استانداردهای لازم پیروی نکردند؟