
تحلیلهای نظامی معمولاً بر قدرت آتش و توانمندیهای تهاجمی متمرکز میشوند، اما این مقام سابق نظامی آمریکا روی نقطهای دست گذاشته است که اغلب در محاسبات سیاسی نادیده گرفته میشود: «استراتژی خروج». او معتقد است شروع یک درگیری ممکن است با تصمیمات سریع اتفاق بیفتد، اما پایان دادن به آن، بهویژه در مواجهه با ایران، چالشی است که هیچ پاسخ آماده و سادهای برای آن وجود ندارد.
تفاوت میان آغاز جنگ و پایان آن
این دیدگاه در واقع پاسخی است به رویکردهای «جراحی نظامی» یا ضربات سریع که برخی جریانها در واشینگتن به آن باور دارند. از نظر این فرمانده، واقعیتهای میدانی و استراتژیک اجازه نمیدهند که یک درگیری نظامی با ایران، به سادگی یک عملیات محدود باقی بماند. او هشدار میدهد که احتمال تبدیل شدن یک تقابل کوتاه به یک بنبست طولانیمدت بسیار زیاد است.
از نگاه او، هرگونه تصور درباره یک پیروزی سریع، با واقعیتهای پیچیده منطقه در تضاد است. او معتقد است وارد شدن به مسیری که خروج از آن نامشخص است، ریسکی است که میتواند ایالات متحده را در شرایطی قرار دهد که راه بازگشتی به وضعیت پیش از جنگ نداشته باشد.
چالشهای پیش روی استراتژی خروج
وقتی یک فرمانده ارشد نظامی از «عدم وجود راه خروج آسان» صحبت میکند، در واقع به مجموعهای از ریسکهای استراتژیک اشاره دارد که میتواند هر عملیاتی را به یک باتلاق تبدیل کند:
- احتمال تبدیل شدن یک درگیری محدود به یک جنگ فرسایشی و طولانیمدت.
- ریسک گسترش دامنه عملیات به نقاط مختلف منطقه که مدیریت آن را برای آمریکا دشوارتر میکند.
- تضاد میان اهداف نظامی کوتاهمدت و دستاوردهای سیاسی بلندمدت در منطقه.
- فشار بر منابع نظامی و لجستیکی آمریکا در صورت تبدیل شدن ایران به یک جبهه فعال و متناوب.
این هشدار صریح نشان میدهد که حتی در سطوح بالای فرماندهی سابق آمریکا، ترس از تکرار تجربههای شکستخورده در منطقه وجود دارد. او تأکید میکند که هر کسی که امروز دکمه جنگ را میزند، باید بداند که برای خروج از آن، هیچ نقشهای ساده و تضمینشدهای وجود ندارد.