
دجال؛ از لغت تا کالبد سیاسی
واژه دجال در لغت به معنای پوشاندن حقیقت با فریب و زرقوبرق است. در تحلیلهای معاصر، این مفهوم از یک موجود موهوم فراتر رفته و به کالبد نظامهای رسانهای و قدرتهای سیاسی تبدیل شده است. دونالد ترامپ با اتکا به دروغهای پیاپی و دوقطبیسازیهای شدید، برای بسیاری از تحلیلگران مذهبی و سیاسی به ملموسترین تمثیل زنده این مفهوم تبدیل شده است.
ترامپ از طریق پیوندهای مالی و راهبردی با شبکههای بانفوذ لابی و رسانههای جریان راست صهیونیستی، سازوکاری را پیش میبرد که در آن حقیقت، نه یک امر ثابت، بلکه ابزاری برای بازتولید قدرت است.
صنعت فریب در جامهی نجاتبخشی
ریشه دجال از «دَجْل» میآید؛ یعنی روکش کردن یک ماهیت بیارزش با طلا برای فریب دادن دیگران. ترامپ این مکانیزم را در سیاست مدرن پیاده کرده است. او واقعیت را در قالب یک نمایش تلویزیونی تعریف میکند و خود را ناجی ملت معرفی میسازد. در این مسیر، او از روشهای زیر استفاده میکند:
- نادیده گرفتن شواهد کارشناسی و برچسب زدن «توطئه» به ساختارهای تخصصی.
- تکرار دروغها با اعتمادبهنفس مطلق برای محو کردن مرز میان حق و باطل در ذهن مخاطب.
- استفاده از جاذبههای مادی و وعدههای شگفتانگیز رفاه برای جذب تودهها.
تکچشمی رسانهای و واقعیتهای وارونه
در ادبیات نشانهشناختی، دجال را «اعور» یا یکچشم توصیف میکنند. تحلیلگران معاصر این صفت را به «دید تکبعدی و مادیگرایانه» تعبیر میکنند؛ نگاهی که چشم بر رنجهای واقعی میبندد و تنها پیروزیهای موهوم و نمایش قدرت را میبیند.
شیوه سیاسی ترامپ دقیقاً بر همین مبنا استوار است. او تصویری گزینشی از جهان میسازد و با استفاده از قدرت رسانهای، واقعیتها را وارونه جلوه میدهد تا هوادارانش را به سرابی از پیروزی بکشاند. در این قاب، حقیقت قربانی نمایشهای قدرت میشود و ادراک عمومی تحت کنترل الگوریتمهای رسانهای قرار میگیرد.