
پوچی ریاست در برابر حقیقت مرگ
دلبستگی به مقام و منصب، حاصل فراموشی پایان زندگی است. آیتالله مجتبی تهرانی معتقد است اگر انسان حتی برای لحظهای به مرگ بیندیشد، جلوه و ارزش تعلقات دنیوی در چشم او کمرنگ میشود. از دیدگاه ایشان، جاه و ریاست هرگز واقعیت عینی ندارند و تنها اموری اعتباری و جعلی هستند که با فرا رسیدن مرگ، یکباره فرو میپاشند.
تبادل اشیاء واقعی با توهمات اعتباری
بسیاری از انسانها برای رسیدن به جایگاههای اجتماعی تلاش میکنند، اما فراموش میکنند که این دستاوردها ماندگار نیستند. در تحلیل ایشان، دو نوع دارایی وجود دارد:
- امور اعتباری:مانند جاه و ریاست که پوچ هستند و در لحظه مرگ از انسان گرفته میشوند.
- اعیان خارجیّه:اموال و داراییهایی که واقعیت فیزیکی دارند، اما آنها نیز در نهایت در دنیا باقی میمانند و انسان بدون آنها میمیرد.
در این میان، بزرگترین تناقض رفتاری انسان عاقل این است که داراییهای واقعی را فدای اموری موهوم و گذرا کند؛ اتفاقی که تنها در سایه غفلت از قیامت رخ میدهد.
تفاوت «مردن» و «افتادن»
یکی از نکات کلیدی در آموزههای اخلاقی آیتالله مجتبی تهرانی، اشاره به ناگهانی بودن مرگ است. ایشان تأکید میکنند که هیچ انسانی سند کتبی برای مدت عمر خود ندارد و مرگ بدون هشدار پیش میآید. در نقد یک باور رایج، ایشان میفرمایند که مردم بهاشتباه میگویند شخصی «افتاد و مُرد»، در حالی که حقیقت این است که او ابتدا «مُرد و سپس افتاد».
هدف انبیا؛ بیداری از هوای نفس
در نهایت، نقش پیامبران و اولیا در جامعه انسانی، متنبّه کردن مردم است تا اسیر هوای نفس نشوند. غرق شدن در خواستههای دنیوی و فراموشی عاقبت وخیم این مسیر، انسان را از مسیر رستگاری دور میکند. این هشدار اخلاقی یادآوری میکند که فرصت زندگی محدود است و نباید در توهمات ریاست، حقیقت مرگ را نادیده گرفت.