
از تحلیل تصویر تا ادعای شروط پکن
بسیاری از تحلیلگران با تفسیر تصویر دیدار رئیسجمهور ایران و رئیسجمهور چین، نوک پیکان انتقادات خود را به سمت متولیان پرونده چین نشانه رفتند. این موج انتقادی بهسرعت از نقد یک تصویر فراتر رفت و به رویارویی مستقیم با سیاستگذاران روابط ایران و چین تبدیل شد.
در همین میان، حسین مرعشی مدعی شد پکن برای گسترش مناسبات و سفر محمدباقر قالیباف، چهار شرط اساسی تعیین کرده است. این شروط عبارتند از:
- باز شدن تنگه هرمز
- عدم دریافت عوارض
- پایان اختلافات با عربستان سعودی
- حل مناقشه با ایالات متحده آمریکا
با این حال، دفتر نماینده ویژه ایران در امور چین این ادعاها را رسماً تکذیب کرد و آنها را فاقد صحت دانست. بنابراین، تا زمان ارائه سندی معتبر، این چهار شرط نمیتواند مبنای تحلیلهای سیاسی قرار گیرد.
تفاوت میان شرط رسمی و ملاحظات راهبردی
تکذیب ادعاهای مذکور به این معنا نیست که پکن در مورد جنگ، تنگه هرمز یا روابط ایران با همسایگانش محاسبهای ندارد. اشتباه تحلیلگران زمانی آغاز میشود که میان «شرطگذاری رسمی» و «ملاحظات راهبردی» تفاوتی قائل نشوند. چین را باید آنگونه که هست دید؛ دولتی که بر اساس منافع ملی، هزینه و فایده تصمیم میگیرد، نه بر اساس دوستی یا اشتراک شعار.
پکن یک ابرقدرت در حال صعود است که شبکهای جهانی از منافع اقتصادی و تجاری را مدیریت میکند. در چنین ساختاری، نمیتوان انتظار داشت چین به ابزاری برای راهبردهای منطقهای ایران در رویارویی با آمریکا یا کشورهای حاشیه خلیج فارس تبدیل شود.
معماری جهانی چین و نیازهای تاکتیکی تهران
همانطور که تهران سیاستهای منطقهای خود را بر اساس خواستههای پکن تنظیم نمیکند، چین نیز معماری جهانیاش را با نیازهای تاکتیکی تهران تطبیق نخواهد داد. هدف کلان پکن در دهه پیشرو، تثبیت جایگاه خود در جهان دوقطبی آمریکا-چین و جلوگیری از مهار زودهنگام قدرتش است. چین ابتدا باید برابری قدرت خود با واشینگتن را تثبیت کند و در این مسیر، هرگونه اقدام بدون محاسبه در منازعات منطقهای را کنار میزند.