
دونالد ترامپ رویای یک «روز دی اقتصادی» را در سر میپروراند؛ طرحی برای فروپاشاندن سیستم مالی ایران تا جایی که تهران مجبور به تسلیم شود. اما تحقق این رویای واشنگتن به یک شرط سخت بستگی دارد: همکاری گسترده و بیقیدوشرط بینالمللی. اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، با رویکردی تهاجمی اعلام کرده است که کشورها یا باید در کنار آمریکا باشند یا مقابل آن.
تکرار خطای استراتژیک سال ۲۰۰۱
سخنان بسنت شباهت عجیبی به ادبیات جورج دبلیو بوش پس از حملات ۱۱ سپتامبر دارد. در آن سال، بوش به دنیا هشدار داد که هر کشوری باید انتخاب کند که در کنار آمریکا است یا در کنار تروریستها. تفاوت بنیادین اینجاست که امروز سال ۲۰۲۶ است و جهان دیگر آن دنیای تکقطبی سال ۲۰۰۱ نیست. فراخوانی که در دوران هژمونی بلامنازع آمریکا جواب میداد، اکنون در جهانی چندقطبی محکوم به شکست است.
چرا محاصره مالی تهران دشوار شده است؟
راهبرد ترامپ برای خفه کردن اقتصاد ایران با یک تضاد درونی روبروست. ایران در شرایط جنگ کمشدت و فرسایشی، توانایی مقاومت بیشتری دارد. برای اینکه واشنگتن بتواند تهران را بهسرعت به میز مذاکره بکشاند، نیاز به یک محاصره مالی تقریباً کامل و بدون رخنه دارد؛ چیزی که در سالهای اخیر دستنیافتنی شده است.
نقش سازمان شانگهای در شکست هژمونی آمریکا
در سال ۲۰۰۲، بوش ایران، عراق و کره شمالی را «محور شرارت» نامید. در آن زمان، روسیه و چین تازه سازمان همکاری شانگهای (SCO) را برای مدیریت منافع خود تشکیل داده بودند. اما امروز وضعیت تغییر کرده است. سازمان شانگهای حالا به ابزاری تبدیل شده که میتواند جلوی منزوی شدن ایران را بگیرد.
هدف مشترک اعضای این سازمان، به چالش کشیدن هژمونی ایالات متحده است. این سازمان به دلیل ویژگیهای زیر، مانعی جدی در برابر نقشههای ترامپ است:
- عدم همسویی با سیاستهای تحریمی واشنگتن.
- ایجاد جایگزینهای اقتصادی برای کشورهای تحت فشار آمریکا.
- تغییر موازنه قدرت از تکقطبی به چندقطبی.
تلاشی که برای زانو زدن تهران از طریق فشار اقتصادی صورت میگیرد، با سدی به نام سازمان شانگهای روبروست که برخلاف سیاستهای آمریکا، در کنار ایران ایستاده است.