
تاثیر ادبیات دولتی بر انتظارات تورمی
رئیسجمهور در گفتگوهای اخیر خود تمرکز ویژهای بر کمبودها و ضعفهای ساختاری کشور، بهویژه در حوزه اقتصاد داشته است. اما مشکل اصلی اینجاست که این سخنان تنها به صورت مسئله میپردازند و راهکاری عملی برای رفع این چالشها ارائه نمیدهند. وقتی بالاترین مقام اجرایی کشور از پشت تریبونی رسمی از کمبود ارز و محدودیت منابع سخن میگوید، مخاطب این حرفها فقط مردم نیستند؛ بلکه فعالان اقتصادی و سرمایهگذاران نیز این پیامها را دریافت میکنند.
مردم وضعیت اقتصادی را با گوشت و پوست خود لمس میکنند و قیمتها گویای همه چیز است. اما تکرار این مشکلات توسط رئیسجمهور، موضوع را از اطلاعرسانی به «سیگنالدهی» تبدیل میکند. سرمایهگذار و فعال اقتصادی با شنیدن این جملات، برای آینده خود تصمیمات احتیاطی میگیرند و همین روند، انتظارات تورمی را تشدید کرده و فشار بر ارزش پول ملی افزایش میدهد.
دیپلماسی عجز و ناتوانی در برابر دشمن
ادبیات رئیسجمهور در مواجهه با مسائل خارجی نیز نگرانکننده است. گره زدن تعهدات کشور به بازگشت آمریکا به توافق، در شرایط فشار و تقابل، میتواند از سوی طرف مقابل به عنوان نشانه عقبنشینی و ضعف تفسیر شود. دشمن همواره ضعفهای اقتصادی و مشکلات داخلی ایران را یکی از مؤلفههای اصلی تصمیمگیری خود قرار داده است و هرگونه بیان رسمی از ناتوانی در تأمین نیازها، به محاسبات آنها کمک میکند.
تصویر عجز و ناتوانی که از طریق این گفتگوهای تلویزیونی منتقل میشود، به جای ایجاد شفافیت، فضای مناسبی برای بهرهبرداری دشمن فراهم میآورد. در واقع، نوع بیان رئیسجمهور به جای مدیریت بحران، تصویری از ناتوانی را به مخاطب داخلی و خارجی منتقل میکند.
پیامدهای احتمالی تریبونهای رسمی دولت
- تشدید انتظارات تورمی در بازار ارز و کالا
- افزایش فشار روانی بر مردم به دلیل تأیید رسمی وضعیت بحرانی
- تفسیر رفتارهای آتی کشور به عنوان نشانه ضعف در محاسبات بینالمللی
- ایجاد فضای احتیاطی برای سرمایهگذاران داخلی و خارجی