
بازگشت اخبار تأخیر در زنجیره تأمین و شوک کمبود واکسن آنفلوآنزا به سرخط رسانهها، اتفاقی تلخ اما پیشبینیپذیر است. این وضعیت نه از فقدان دانش فنی، بلکه از شکست در مهندسی اقتصاد راهبردی سلامت نشأت میگیرد. ایران در اوج بحران کووید-19 با بسیج علمی و سرمایهای گسترده، پلتفرمهای متنوعی برای تولید واکسن راهاندازی کرد، اما امروز در تأمین حداقلهای فصلی با اختلال روبهروست.
تله ظرفیتهای اسمی و ایست قلبی خطوط تولید
در دوران پاندمی، ظرفیتهای بزرگی در زیرساختهای واکسنسازی کشور از جمله خطوط ویروس غیرفعال و پروتئینهای نوترکیب اعلام شد. اما واقعیت صنعت داروسازی این است که تجهیزاتی نظیر بیوراکتورها و اتاقهای تمیز، بدون جریان نقدی پایدار و مدل اقتصادی راهبردی، دوام نمیآورند.
تجربه پساکرونا ثابت کرد که خطوط صنعتی در صورت نبود موارد زیر، بلافاصله پس از فروکش کردن بحران دچار «ایست قلبی» میشوند:
- قراردادهای پیشخرید تضمینی و چندساله برای تولیدکنندگان.
- تسویه بهموقع مطالبات مالی بخش تولید.
- تعیین سازوکار دقیق برای جذب مازاد تولید در بازار.
خسارات سنگین ناشی از انقضای دوزهای واکسن کووید و تأخیر در پرداختها، سیگنال هشداردهندهای به بخش بیوتکنولوژی فرستاد؛ اینکه تولید بدون تضمین حاکمیتی، چیزی جز یک قمار اقتصادی نیست.
«فلوگارد»؛ فرصت سوخته در تله قیمتگذاری
واکسن آنفلوآنزای نوترکیب ایرانی با نام «فلوگارد» (در هر دو نوع دوظرفیتی و چهارظرفیتی)، نمادی از بلوغ فناورانه ایران است. این پلتفرم پیشرفته که بدون نیاز به تخممرغ جنیندار تولید میشود، پتانسیل تأمین کل نیاز سالانه کشور (بین ۳ تا ۵ میلیون دوز) و حتی صادرات به بازارهای منطقهای را دارد.
با این حال، این ظرفیت فناورانه در تله سهگانهای گرفتار شد: قیمتگذاری دستوری ناهماهنگ با بهای تمامشده، نبود حمایت و خرید قطعی دولتی برای شبکه بهداشتی و ترجیح واردات مقطعی. نتیجه این چرخه معیوب، افزایش ریسک تولیدکننده برای استمرار تیراژ بالا بود که در نهایت به کاهش شدید تولید در حساسترین مقاطع سال ختم شد.