
ناکارآمدی استراتژی تسلط بر تنگه هرمز
جفری ساکس با نقد رویکرد نظامی واشنگتن در خلیج فارس، تلاشهای ایالات متحده برای کنترل تنگه هرمز را ناکام دانست. او معتقد است آمریکا با اتکا به قدرت نظامی و ابزارهای فشار، سعی داشت این گذرگاه حیاتی را تحت مدیریت و نفوذ خود درآورد، اما در عمل با شکست مواجه شد. این تحلیلگر تأکید میکند که استراتژیهای آمریکا برای سلطه بر این منطقه با واقعیتهای میدانی و سیاسی همخوانی ندارد.
جنگ؛ فاجعهای فراتر از هزینههای مادی
ساکس در تحلیل پیامدهای احتمالی درگیریهای نظامی، جنگ را نه یک ابزار سیاسی، بلکه یک «فاجعه پرهزینه» توصیف کرد. او هشدار داد که هرگونه رویارویی نظامی در منطقه تنگه هرمز، هزینههایی را تحمیل میکند که فراتر از محاسبات مادی است و ثبات اقتصاد جهانی را به شدت تهدید میکند.
به باور او، تکیه بر تهدید و قدرت سخت برای دستیابی به اهداف استراتژیک در این منطقه، تنها منجر به افزایش تنشها شده و هیچ نتیجه پایداری به همراه نداشته است. او بر این باور است که هزینه بازسازی و جبران خسارات ناشی از یک جنگ احتمالی، بسیار بیشتر از هرگونه دستاوردی خواهد بود که واشنگتن تصور میکند.
محورهای اصلی هشدار جفری ساکس
- شکست عملیاتی:عدم موفقیت واشنگتن در ایجاد کنترل واقعی و پایدار بر تنگه هرمز.
- هزینههای ویرانگر:توصیف جنگ به عنوان فاجعهای که برندگان واقعی در آن وجود ندارند.
- خطای استراتژیک:نقد اتکای بیش از حد آمریکا به ابزارهای نظامی برای حل مسائل سیاسی در خلیج فارس.
این رویکرد نشان میدهد که فشار نظامی بر نقاط استراتژیک جهان، لزوماً به معنای تسلط بر آنها نیست و در بسیاری از موارد، تنها منجر به افزایش ریسکهای امنیتی و اقتصادی برای تمامی طرفین درگیر میشود.