
درسهایی از محاصره؛ تغییر جنس واردات و تغییر مسیر
تجربیات کشورهای مختلف در مواجهه با محاصره، دو الگوی کلیدی را সামনে میگذارد. قطر در زمان بسته شدن همزمان مرزهای زمینی، دریایی و هوایی، استراتژی خود را تغییر داد. این کشور به جای واردات کالاهای مصرفی، روی واردات ابزار تولید تمرکز کرد؛ برای نمونه، واردات چهارهزار رأس گاو هلشتاین نشان داد که «واردات ظرفیت» میتواند اثر محاصره را به شدت کاهش دهد.
چین نیز در دهه ۱۹۴۰ میلادی با چالشی مشابه روبرو بود. زمانی که بنادر ساحلی این کشور بسته شد، چینیها به جای تقابل مستقیم با دریا، مسیر خود را به سمت جنگلها و کوهها چرخاندند و شریانهای زمینی «برما» و «لدو» را ساختند. این تجربه ثابت کرد ظرفیتی کم اما قابلاتکا، بسیار ارزشمندتر از ظرفیتهای عظیم اما دستنیافتنی است.
گوره-جاسک؛ تلاش برای عبور از تنگه هرمز
برای کشوری در ابعاد ایران که تحت شدیدترین تحریمهای تاریخ قرار دارد و حتی دریای عمان را دیگر نمیتوان کاملاً «بیرون از محاصره» دانست، جستوجوی یک الگوی بومی ضروری است. در این میان، پروژه خط لوله گوره-جاسک که در اوج فشارهای خارجی پیش رفت، دقیقترین مثال برای تغییر استراتژی است. این پروژه در واقع تلاشی است برای ساخت یک گلوگاه تازه در جایی که باز کردن گلوگاههای قدیمی (مانند تنگه هرمز) ممکن نیست.
دیوارهای ذهنی و مفهوم «امکانگرایی»
اجرای چنین پروژههایی تنها با مهندسی پیش نمیرود، بلکه عبور از دیوارهای ذهنی پیشنیاز است. کتاب «Working Wonders» (معجزه کردن) که سال ۲۰۱۹ توسط انتشارات دانشگاه کمبریج منتشر شد، به این موضوع میپردازد که ذهن انسان برای محافظت از خود در برابر ناشناختهها، دیوارهایی از «عقل سلیم» میسازد. جملاتی مثل «این کار شدنی نیست» یا «هزینهاش بیشتر از فایدهاش است»، همان دیوارهایی هستند که مانع تغییر میشوند.
در مقابل این موانع، مفهوم«امکانگرایی» (Possibilitivity)مطرح میشود. این رویکرد، خوشبینی سادهلوحانه نیست، بلکه توانایی دیدن چالشهای غیرممکن به عنوان کارهای شدنی است. امکانگرایی میگوید اگر معماری مسئله عوض شود، پاسخهای تازه ظاهر میشوند.
مسائل شرور (Wicked Problems)
نظریهپردازان مسائل عمومی، شرایطی مانند محاصره دریایی را در دسته «مسائل شرور» قرار میدهند. ویژگیهای این مسائل عبارتند از: