
دونالد ترامپ با اتکا به طرحی موسوم به «روز دی (D-Day) اقتصادی»، قصد دارد اقتصاد ایران را به زانو درآورد و این کشور را به طور کامل منزوی کند. اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، برای پیشبرد این هدف رویکردی تند اتخاذ کرده و با خطاب قرار دادن جامعه جهانی میگوید: «یا با ما هستید یا علیه ما».
تکرار اشتباهات ۲۰ سال پیش در سال ۲۰۲۶
لحن بسنت شباهت عجیبی به دوران جورج دبلیو بوش دارد. در سال ۲۰۰۱، پس از حملات ۱۱ سپتامبر، بوش همان عبارت «یا با ما یا علیه ما» را به کار برد تا کشورهای جهان را مجبور کند میان ایالات متحده و جبهه القاعده و طالبان یکی را انتخاب کنند. اما واقعیتهای سال ۲۰۲۶ با سال ۲۰۰۱ تفاوتهای بنیادین دارد.
در آن زمان، ایالات متحده قدرتی هژمونیک و بیرقیب بود. وحشت جهانی از تروریسم و اشتیاق متحدان ناتو برای فعال کردن «بند پنجم» (دفاع جمعی) اساسنامه این سازمان، واشینگتن را در موقعیتی قرار داد که بتواند جهان را به راحتی هدایت کند. در آن دوران، تنها مخالفان آمریکا دولتهای موسوم به «محور شرارت» بودند و بقیه جهان عملاً پذیرای رهبری ایالات متحده بودند.
ظهور قطبهای جایگزین و پایان تکسلفی آمریکا
امروز دیگر با آن جهان تکقطبی روبرو نیستیم. ساختارهای قدرت تغییر کرده و ابزارهای جدیدی برای مقابله با فشار آمریکا شکل گرفته است:
- سازمان همکاری شانگهای (SCO):این سازمان که ابتدا برای مدیریت رقابت روسیه و چین در آسیای مرکزی تأسیس شده بود، اکنون میتواند به عنوان یک سپر دفاعی عمل کند و نگذارد تهران به طور کامل منزوی شود.
- ائتلاف بریکس (BRICS):شکلگیری این بلوک متشکل از بازارهای نوظهور، تکیهگاههای اقتصادی جدیدی ایجاد کرده که باعث میشود تهدیدات واشینگتن دیگر اثرگذاری سابق را نداشته باشد.
درخواستی که اسکات بسنت از جامعه جهانی دارد، محکوم به شکست است. آمریکا دیگر نمیتواند با یک دستور ساده، تمام بازیگران اقتصادی جهان را در صف همکاری با خود قرار دهد، زیرا توازن قدرت میان پکن، مسکو و بازارهای نوظهور تغییر کرده است.