
مسیر دستیاری؛ پل ارتباطی به صندلی کارگردانی
نرجس ابراهیمی مسیر حرفهای خود را با تکیه بر تجربههای دوران دستیاری تعریف میکند. او معتقد است دستیاران کارگردان بهدلیل حضور در پروژههای متنوع و کسب تجربههای عملی، بهترین گزینهها برای ورود به دنیای کارگردانی هستند. ابراهیمی تأکید دارد سوابق کاری او در قامت دستیار، در مسیر هدایت فصل سوم سریال «آقای قاضی» نقشی راهگشا داشته است.
دوگانگی احساسی در مواجهه با یک پروژه سخت
پیشنهاد کارگردانی این مجموعه از سوی آقای مهرگان، واکنشهای متناقضی را در ابراهیمی برانگیخت. او از یک سو از دریافت این فرصت خرسند بود و از سوی دیگر، سنگینی مسئولیت این کار او را نگران کرد. ابراهیمی اشاره میکند که سریال «آقای قاضی» برخلاف ظاهر سادهاش، به دلیل استانداردهای بالا و محبوبیت نزد مخاطب، پروژهای سخت و چالشبرانگیز است.
تفاوتهای ساختاری با سریالهای متداول
در دنیای سینما و سریالهای معمول، کارگردان برای شخصیتپردازی و ایجاد ریتم و تمپو، ابزارهای گستردهتری در اختیار دارد. ابراهیمی تفاوتهای بنیادین «آقای قاضی» را در موارد زیر برمیشمارد:
- محدودیت مکان:کارگردان ناچار است تمام ایدههای خود را در یک لوکیشن ثابت پیاده کند.
- تعداد کاتها:برخلاف آثار سینمایی، در این سریال کاتهای بسیار محدودی وجود دارد.
- ساختار دراماتیک:تمامی نقاط عطف داستان باید در همین فضای محدود و بازه زمانی فشرده شکل بگیرد.
ضبط تئاتر در قالب سریال
ابراهیمی فرآیند تولید این سریال را به اجرای تئاتر تشبیه میکند، اما با یک تفاوت اساسی در زمان تمرین. او میگوید در هر اپیزود با بازیگران متفاوتی روبهرو هستند و فرصت تمرین بسیار اندک است. در حالی که یک اجرای تئاتر استاندارد معمولاً به ۲۰ تا ۳۰ جلسه تمرین نیاز دارد، در «آقای قاضی» کل این زمان به ۴ یا ۵ جلسه خلاصه شده است؛ جالب اینجاست که دو جلسه از این تمرینها دقیقاً در همان روز ضبط انجام میشود.