
احمد زیدآبادی در یادداشتی تند و صریح با عنوان «ناسزابازار!» در کانال تلگرامی خود، به بررسی فضای متشنج علیه مسعود پزشکیان پرداخت. او معتقد است بخشی از فضای سیاسی و مجازی، علیرغم توصیههای مقام معظم رهبری، مسیر تخریب و توهین را در پیش گرفتهاند.
تناقض میان ادعای پیروی و عمل
زیدآبادی در این تحلیل به تضاد آشکار میان رفتار برخی گروهها و دستورالعملهای رهبری اشاره میکند. او میگوید تأکید رهبر انقلاب بر صداقت و دلسوزی رئیسجمهور، هیچ تأثیری بر جمع خاصی نداشته که خود را پیرو رهبری معرفی میکنند. این گروه بهجای پذیرش این رویکرد، به استفاده از تعابیری روی آوردهاند که از نظر نویسنده، حتی برای توصیف دشمنانی چون نتانیاهو نیز بیش از حد تند و نامناسب است.
از دیدگاه او، این سطح از توهینات نشاندهنده رویکردی است که فراتر از نقد سیاسی پیش رفته و به جایگاه ناسزای تهمتزنی رسیده است.
دایره هدف؛ از پزشکیان تا قالیباف
این یادداشت تنها به رئیسجمهور محدود نمیشود. زیدآبادی اشاره میکند که لحن مهاجمان علیه محمدباقر قالیباف نیز تفاوت چندانی با لحن آنها علیه مسعود پزشکیان ندارد؛ هرچند ممکن است یک پله تفاوت داشته باشد، اما ریشه در همان رویکرد تخریبی دارد. او وضعیت فعلی را به «دکان عطاری» تشبیه میکند که گویی تمام فحشها و تهمتهای موجود در آن، برای نثار به رئیسجمهور به کار گرفته شده است.
پرسش از هدف نهایی و مکانیسم جایگزینی
نویسنده در پایان یادداشت خود، از توصیف فضای موجود عبور کرده و به سراغ تحلیل اهداف استراتژیک این جریان میرود. او پرسشهایی را مطرح میکند که مستقیماً به سرنوشت دولت گره خورده است:
- آیا هدف این گروه، ایجاد شکست زودهنگام برای دولت است؟
- آیا فشارها برای سوق دادن رئیسجمهور به سمت استعفا طراحی شده است؟
زیدآبادی تأکید میکند که حتی در صورت وقوع چنین اتفاقاتی (شکست یا استعفا)، این جریانها پاسخی برای مرحله بعد ندارند. او میپرسد با چه مکانیسم قانونی یا سیاسیای میخواهند فرد مورد نظر خود را جایگزین رئیسجمهور کنند؟ این پرسش، توخالی بودن برنامههای جایگزین این جریانها را به چالش میکشد.