
حسین کنعانیمقدم در گفتوگویی با خبرنگار ایمنا از وجود دو طرح متفاوت آمریکا و رژیم صهیونیستی برای مقابله با ایران خبر داد. او معتقد است صهیونیستها بر اساس نظریه بنگوریون تلاش میکنند جنگهایی را پیش ببرند که سه ویژگی اصلی داشته باشد: حمله پیشدستانه و غافلگیرانه، دستیابی به پیروزی در مدت زمانی کوتاه و عدم آسیبپذیری شهرهای اسرائیل.
شکست نظریه بنگوریون در میدان عمل
رژیم صهیونیستی برای تحقق این نظریه، سناریوهای جنگهای کوتاهمدت ۸، ۱۱، ۳۰ و ۱۲ روزه را در دستور کار قرار داد. اما اجرای این مدل در جنگهای ۱۲ و ۴۰ روزه، حتی با حمایت ترامپ، به شکست انجامید. دلیل اصلی این شکست را میتوان در دو مورد جستوجو کرد: نخست اینکه شهرهای اسرائیل مورد هدف قرار گرفتند و دوم اینکه هیچیک از اهداف تصورشده در این عملیات محقق نشد.
اهدافی که به دست نیامدند
این کارشناس مسائل سیاسی تاکید کرد که اهداف کلان رژیم صهیونیستی از جمله موارد زیر در حال حاضر متوقف شدهاند:
- تلاش برای تغییر نظام سیاسی در ایران
- کنترل تنگه هرمز
- پیشبرد طرحهای تجزیه ایران
تلآویو اکنون میداند در صورت درگیری مجدد، تمامی شهرهایش زیر بار موشکها و پهپادهای ایران قرار میگیرند. همین فشار روانی و نظامی باعث شد اسرائیل به آمریکا فشار بیاورد تا هرچه سریعتر آتشبس برقرار شود، زیرا واشینگتن نیز دریافت که تداوم درگیری، رژیم صهیونیستی را با خطرات جدی روبهرو میکند.
تغییر تاکتیک واشینگتن؛ بازگشت به مدل جنگ سرد
در مقابل رویکرد تلآویو، دولت آمریکا مسیر متفاوتی را برگزیده است. تئوری ترامپ اکنون به سمت «جنگ سرد» حرکت میکند؛ مدلی مشابه با آنچه آمریکا در گذشته علیه اتحاد جماهیر شوروی به کار گرفت. این استراتژی بر پایه مؤلفههای غیرمستقیم بنا شده است:
- تحریمهای اقتصادی گسترده و محاصره
- اعمال فشار سیاسی و عملیاتهای محدود
- تلاش برای ایجاد شورش از بیرون و تحریک اختلافات داخلی برای تجزیه کشورها
این تغییر رویکرد در عمل به معنای اعتراف آمریکاییها به این نکته است که راهکارهای نظامی علیه ایران به نتیجه نمیرسد و ایران کشوری قدرتمند است که نمیتوان آن را با حملات صاعقهوار تسلیم کرد.