
تضاد میان امنیت رسمی و خشم خیابان
حکومت خاندان هاشمی دهههاست که ثبات مرزها و امنیت داخلی خود را بر پایه رابطه نزدیک با واشینگتن بنا کرده است. این همکاری که در قالب میزبانی از نیروهای آمریکایی، تبادل اطلاعاتی و همکاریهای ضدتروریسم شکل گرفته، میلیاردها دلار کمک اقتصادی و نظامی را برای اردن به ارمغان آورده است. پیمان صلح سال ۱۹۹۴ با اسرائیل نیز یکی از ستونهای اصلی این معماری امنیتی بود که امان را به شریکی قابلاتکا برای آمریکا در جهان عرب تبدیل کرد.
اما حملات اخیر ایران به پایگاههای آمریکایی در خاک اردن، نقطهضعفی را هدف قرار داده که برای حکومت امان دشوارتر از تهدیدات نظامی است: تفسیر جامعه اردن از این رابطه.
حضور آمریکا؛ سپر دفاعی یا آهنربای بحران؟
بخش بزرگی از افکار عمومی اردن، بهویژه در سایه جنگ غزه، نگاه متفاوتی به حضور نظامی ایالات متحده دارند. از دیدگاه بسیاری از شهروندان، نیروهای آمریکایی دیگر سپری در برابر بحرانهای منطقهای نیستند، بلکه عاملیاند که اردن را به بخشی از جنگ نیابتی واشینگتن و تهران تبدیل کرده است. این فشار داخلی باعث شده تا هزینه سیاسی همراهی با آمریکا برای حکومت امان بهشدت افزایش یابد.
تحلیل استراتژیک: افزایش هزینه همراهی
محمد ایوب، استاد بازنشسته روابط بینالملل دانشگاه ایالتی میشیگان، در تحلیل خود در نشریه «نشنال اینترست» به همین فاصله میان حکومت و مردم اشاره میکند. او معتقد است آسیبپذیری اصلی اردن در همین شکاف نهفته است.
از دیدگاه ایوب، استراتژی ایران برای تضعیف موقعیت آمریکا در اردن لزوماً به سرنگونی حکومت یا تضعیف نظامی مستقیم نیاز ندارد. در عوض، این رویکرد بر محورهای زیر استوار است:
- بالا بردن هزینه سیاسی حضور نظامی آمریکا برای خاندان هاشمی.
- بهرهبرداری از خشم افکار عمومی نسبت به سیاستهای واشینگتن در فلسطین.
- تبدیل وابستگی امنیتی اردن به یک نقطه ضعف داخلی.