
بهروز سلطانی در گفتگو با خبرورزشی فاش کرد که فوتبال هرگز انتخاب اول او نبود. او در ابتدا تمام تمرکز خود را روی والیبال گذاشته بود و تا جایی پیش رفته بود که برای معرفی به تیم ملی نوجوانان آماده میشد. اما فشار برادر و دوستانش ورق را برگرداند و آنها به زور او را به سمت میدان فوتبال کشاندند.
شروع حرفهای در تیم کیان و ماجرای امجدیه
مسیر دروازهبانی سلطانی از تیم کیان آغاز شد. او دوران بازی در ورزشگاه امجدیه را به یاد میآورد و از اتفاقی عجیب در جایگاه تماشاگران میگوید. در یکی از بازیها، نامزد او در بخشی از ورزشگاه نشسته بود که متعلق به هواداران استقلال بود.
سلطانی میگوید تضاد جایگاه همسرش با رنگ پیراهن او، فضای جالبی ایجاد کرده بود:
- همسرش در میان استقلالیها نشسته بود.
- با هر مهار و سیو موفق سلطانی، همسرش از شادی بلند میشد.
- این واکنشها باعث ناراحتی هواداران آبیپوشی میشد که در کنار او بودند.
رابطه استاد و شاگردی با ناصر حجازی
سلطانی از علاقه عمیق خود به ناصر حجازی میگوید و اشاره میکند که دوران شاگردی نزد او یکی از مهمترین بخشهای مسیر ورزشیاش بوده است. با این حال، نکتهای در این رابطه برای او دشوار بود. او معتقد است دیدن استادش در حالی که روی نیمکت رزرو نشسته بود، برایش سخت و غیرقابل تحمل بود.