
اشکی که مسیر زندگی را تغییر داد
نیمار در روایتی از سختترین روزهای کودکیاش، از لحظهای میگوید که فقر، چهره واقعی خود را برای او آشکار کرد. او به یاد دارد که در کودکی از مادرش خواسته بود برایش بیسکوئیت بخرد، اما پاسخ مادر برخلاف انتظار او نبود. مادر نیمار در برابر این درخواست ساده شروع به گریه کرد.
این اتفاق برای پسربچه برزیلی شوکهکننده بود. مادرش در آن لحظه حقیقت تلخ زندگی خانواده را با او در میان گذاشت و توضیح داد که پول آنها برای خرید بیسکوئیت کافی نیست، زیرا باید تمام بودجه محدودشان را صرف تأمین غذای ضروری کنند.
وعدهای برای یک کارخانه
همین لحظه ناتوانی، به جای ناامیدی، تبدیل به یک تصمیم سرنوشتساز شد. نیمار در حالی که شاهد گریههای مادرش بود، قولی داد که سالها بعد مسیر زندگیاش را تعریف کرد. او به مادرش وعده داد که روزی چنان ثروتمند شود که بتواند یک کارخانه بیسکوئیت برای او بخرد.
در آن زمان، مادرش تنها با لبخندی به این حرفها واکنش نشان داد؛ احتمالا تصور میکرد اینها تنها رؤیاهای کودکانه پسری است که میخواهد غمهایش را با تخیلات شیرین کمرنگ کند.
بازگشت به ریشهها در سال ۲۰۲۶
سالها گذشت و نیمار به یکی از گرانترین و مشهورترین فوتبالیستهای تاریخ تبدیل شد. او اکنون با نگاهی به گذشته، درباره تحقق آن وعده قدیمی میگوید:
- او اشاره میکند که در سال ۲۰۲۶، به نوعی به آن قول عمل کرده است.
- هرچند کارخانه بیسکوئیت را خریداری نکرد، اما امروز توانایی مالی دارد تا هر نوع بیسکوئیتی را که در جهان وجود دارد، بخرد.
نیمار تأکید میکند که موفقیتهای ورزشی و ثروت زیاد، او را از ریشههایش جدا نکرده است. او معتقد است خداوند از استعدادش برای تغییر وضعیت زندگی او و خانوادهاش استفاده کرد و هرگز فراموش نمیکند که از کجا آمده است.