
تغییرات بنیادین در شیوه موازنه قدرت جهانی، بازیگران منطقهای را با واقعیاتی جدید روبروست کرده است. در این نظم تازه، بازدارندگی دیگر از طریق ایجاد تعادل در تهدیدها حاصل نمیشود، بلکه هدف اصلی، پایین آوردن سطح خطر برای شبکه زنجیره ارزش جهانی است. عباس آخوندی بر این باور است که اگر ژئوپلیتیک منجر به رفاه و آسایش مردم نشود، هیچ سودی نخواهد داشت.
گذار از ژئوپلیتیک به ژئواکونومیک
جهان اکنون بر محور ژئواکونومیک میچرخد و رویکردهای سنتی ژئوپلیتیک به سر آمده است. برای ایفای نقشی مؤثر و تبدیل شدن به بازیگری قابل اعتنا، ایران باید تصویر خود از قدرتهای جهانی را بازتعریف کند. این بازنگری باید بهگونهای باشد که نه دچار اغراق در افول قدرتها شد و نه موقعیت واقعی خود را در نظم جدید نادیده گرفت.
حکمرانی امنیت شبکهای در خلیجفارس
به جای تکیه بر تهدید، باید چارچوبی برای «حکمرانی امنیت شبکهای» در منطقه ایجاد کرد که بر پایه اعتماد و صیانت از زنجیره ارزش جهانی استوار باشد. در این شبکه، کشورهای متعددی سهم دارند، از جمله:
- چین و اتحادیه اروپا
- هند و ترکیه
- ایران، عراق و مصر
- کشورهای جنوب خلیجفارس و کشورهای آفریقایی
بازتعریف قدرت و توهم هژمونی آمریکا
تحلیل دقیق قدرتهای جهانی نشان میدهد که هژمونی آمریکا دیگر در سطح منطقه یا جهان به شکل سابق نیست. هرچند ایالات متحده همچنان قدرتی بزرگ است و آمارها نشان میدهد حدود ۵۰ درصد تأسیسات جهان در اختیار این کشور است و ۳۵ درصد از هزینههای جاری دفاعی و نظامی جهان را متقبل شده، اما این توان نظامی به معنای توانایی اعمال هژمونی مطلق نیست.
واقعبینی استراتژیک ایجاب میکند که بدانیم نه آمریکا میتواند هژمونی کامل اعمال کند و نه کشورهای منطقه با تکیه بر مبالغی مانند ۳۵۰ میلیارد دلار قادر به تحمیل هژمونی خود باشند. در چنین شرایطی، درک درست از جایگاه خود در زنجیره ارزش جهانی، تنها راه دستیابی به تأثیرگذاری واقعی است.