
تلاقی عقلانیت و ایمان در مسجد دانشگاه تهران
در نخستین ماههای پیروزی انقلاب، هر هفته جلساتی در مسجد دانشگاه تهران برگزار میشد. این قرارها برای سخنرانی و پاسخ به سؤالات دانشجویان بود. در آن دوران، برخلاف تصورات رایج از فضای متشنج سیاسی، محیطی آرام و عاقلانه حاکم بود. دانشجویان مسلمان و انقلابی در سکوت مینشستند، به مطالب گوش میدادند و سپس محیط را ترک میکردند.
نکته قابل تأمل در این جلسات، نبود هرگونه ابزار فشار یا نظامی بود. نه اتاق جنگی برپا بود، نه تفنگی در میان دانشجویان دیده میشد و نه شعارهای تندی رد و بدل میشد. در آن زمان، گوینده این خاطرات هنوز رئیسجمهور نشده بود و به عنوان عضو شورای انقلاب در دانشگاه حضور مییافت؛ یعنی با وجود حضور چهرههای انقلابی در محیط دانشگاه، همچنان فضای گفتگو و عقلانیت حفظ شده بود.
تقابل با رویکرد تحمیلی گروههای مارکسیستی
دوران متفاوتی نیز وجود داشت؛ روزهایی که گروههای کمونیست دانشگاه را بهطور کامل در اختیار گرفته بودند و خطر نابودی فضای آموزشی احساس میشد. در یکی از همین روزها، گوینده طبق عادت همیشگی به همراه چند نیروی پاسدار به دانشگاه تهران رفت. پاسداران به دلیل وضعیت ناامن محیط، هشدار دادند که رفتن به دانشگاه خطرناک است، اما وی بر حضور در مسجد تأکید کرد. با این حال، هنگام ورود به مسجد متوجه شدند که محیط خالی است و ناچار به بازگشت شدند.
تحلیل این وضعیت نشان میدهد کسانی که محیط دانشگاه را ناامن کردند و سعی داشتند با ضرب و زور یا حتی شلیک گلوله، افکار خود را به دیگران تزریق کنند، گروههای اسلامی نبودند. این رویکرد تحمیلی متعلق به گروههای مارکسیستی و مجاهدین خلق بود. هرچند مجاهدین خلق نام خود را اسلامی تعریف میکردند، اما در باطن، تفکر، ایدئولوژی و نوشتههایشان کاملاً مارکسیستی بود.
مبانی قرآنی در برابر اجبار
در نظام تفکر اسلامی، جای هیچگونه اجباری در پذیرش دین وجود ندارد. این اصل بر پایه آیه ۲۵۶ سوره بقره (لَا إِکْرَاهَ فِی الدّینِ) استوار است. تفکر دینی تنها زمانی منتقل و منعکس میشود که فرد اقناع شده باشد. تفاوت بنیادین اسلام با سایر ایدئولوژیها در همین نقطه است؛ اسلام به دنبال ایجاد جاذبه است و این جاذبه تنها از مسیر اقناع و پذیرش قلبی میگذرد، نه از طریق فشار و زور.
- رد اجبار:پذیرش دین نباید از طریق فشار باشد.
- نقش اقناع:تنها راه انتقال تفکر دینی، متقاعد کردن مخاطب است.
- ایجاد جاذبه:اقناع عقلانی باعث ایجاد کشش و جاذبه درونی میشود.