
تحلیلات فنی و تصاویر ماهوارهای نشان میدهد که در حال حاضر حجم عبور نفت از تنگه هرمز و مسیر عمانی، بین ۳ تا ۸ میلیون بشکه است. هرچند وزیر انرژی آمریکا آماری اغراقآمیز و حدود ۲۰ میلیون بشکه را مطرح کرده، اما گزارشهای معتبرترین نهادهای ردیابی نفتکشها از جمله «بلومبرگ»، «گلدمن ساکس»، «سیانان»، «کپلر» و «ورتکسا» تایید میکنند که این اعداد با واقعیتهای میدانی همخوانی ندارد.
تغییرات ریسک و هزینههای ترانزیت
وضعیت فعلی را نمیتوان بازگشت به دوران پیش از جنگ دانست؛ چراکه در آن مقطع، حجم عبور نفت به طور میانگین بین ۱۵ تا ۲۰ میلیون بشکه بود. اکنون فعالیتهای نیروی دریایی ایران باعث افزایش ریسک انتقال نفت در منطقه شده است. این تغییرات میدانی مستقیماً بر هزینههای لجستیکی اثر گذاشته است.
- افزایش هزینههای بیمه:بر اساس اظهارات مدیر شرکت توتال، هزینه بیمه برای هر بشکه نفت به ۱۰ دلار رسیده است.
- کندی فرآیندها:استفاده از مدل STS (انتقال نفت از کشتی به کشتی) باعث طولانیتر شدن زمان ترانزیت شده است.
واقعیتهای سخت صادرات و تاکتیکهای طرف مقابل
باید پذیرفت که وضعیت کنونی به دلیل محاصره و کاهش صادرات نفت، به ضرر ایران است. در مقابل، طرف مقابل برای عبور از تنگه هرمز و مسیرهای جنوبی، از روشهای متفاوتی استفاده میکند. خاموش کردن سیستم شناسایی اتوماتیک (AIS)، استفاده از روش شاتل و انتقالهای STS از ابزارهایی است که برای دور زدن محدودیتها به کار میگیرند.
نقد رویافروشی در تحلیلهای سیاسی
تفاهمنامه اخیر در اصل بر دو محور «فروش نفت ایران» و «کاهش تنشها در لبنان» متمرکز بود، اما تحلیلهای منتشر شده از سوی هر دو جناح سیاسی، از مسیر واقعگرایی فاصله گرفت. ادعاهایی نظیر سرمایهگذاری ۳۰۰ میلیارد دلاری آمریکا در ایران یا الزام واشنگتن به سرمایهگذاری در یمن، چیزی جز رویافروشی نبود.
این رویکرد در رسانههای رسمی نیز دیده شد؛ جایی که برخی شبهکارشناسان مدعی شدند آمریکاییها به دلیل افزایش قیمت بنزین در حال فروش خانههای خود هستند. این دست تحلیلها تضاد عمیقی با واقعیتهای اقتصادی و سیاسی منطقه دارد و تنها به التیام روحی کاذب منجر میشود، بدون آنکه پاسخی برای پرسشهای اساسی درباره بهبود وضعیت صادرات نفت داشته باشد.