
مغالطات اقتصادی و توهم کنترل بازار
فردریک باستیا، اقتصاددان برجسته فرانسوی، در کتاب «مغالطات اقتصادی» (۱۸۴۵) سازوکار تأمین مایحتاج پاریس را کالبدشکافی کرد. او توضیح داد که در آن دوران، مبادلات آزاد بازار بهتنهایی توانسته بود نیازهای غذایی و کشاورزی جمعیت یکمیلیونی پاریس را از روستاهای اطراف تأمین کند؛ سیستمی چنان دقیق که شهروندان بدون دغدغه و با آرامش خاطر زندگی میکردند.
باستیا هشدار داد که اگر وزیری خودرأی تصمیم بگیرد جایگزین بازار شود و شخصاً تعیین کند چه کالایی تولید، حمل یا مصرف شود، نتیجه تنها یک چیز خواهد بود: رنج فراوان، فقر و در نهایت قحطی در میان دیوارهای شهر. این پیشبینی زمانی معنا پیدا میکند که به واقعیتهای تاریخی پیش از انقلاب فرانسه نگاه کنیم.
زنجیره بحران در فرانسه: از بدهیهای جنگ تا فوران آتشفشان
در آستانه انقلاب سال ۱۷۸۹، فرانسه با بحرانی چندلایه دستوپنجه نرم میکرد. دولت فرانسوی بهدلیل هزینههای سنگین جنگ هفتساله و حمایت مالی از مستعمرات آمریکایی در جنگ استقلال آنها، زیر بار بدهیهای کمرشکن فشار میآورد. این وضعیت مالی وخیم، پادشاهی فرانسه را در برابر هرگونه شوک اقتصادی آسیبپذیر کرد.
طبیعت نیز با فرانسه یار نبود. زنجیرهای از حوادث محیطی، امنیت غذایی این کشور را هدف گرفت:
- فوران آتشفشان لاکی:در سال ۱۷۸۳، فوران این آتشفشان در ایسلند باعث اختلالات اقلیمی گسترده شد و برداشت محصولات کشاورزی در فرانسه را با کاهش شدید مواجه کرد.
- تگرگهای ویرانگر:در سال ۱۷۸۸، وقوع تگرگی شدید محصولات زراعی و دامها را نابود کرد.
- بحران نان:این ضربات متوالی باعث جهش قیمت مواد غذایی، بهویژه نان شد که در آن زمان غذای اصلی مردم فرانسه بود.
در این شرایط بحرانی، مقامات پاریس برای جلوگیری از گرسنگی مردم به «تثبیت قیمتها و کنترل مواد غذایی» روی آوردند. اما این مداخله دولتی، برخلاف برنامهریزیهای اولیه، نتوانست مانع از وقوع فاجعه شود و در واقعیت، ناکامی تلاشها برای کنترل قیمت، ریشه در نادیده گرفتن قوانین بنیادی بازار داشت.