
فراتر از یک درگیری نظامی؛ بازسازی مفهوم «ویتنام»
تحلیلگران شورای آتلانتیک در بررسی پیامدهای اقتصادی جنگ ایران، مقایسهای میان این وضعیت و جنگ ویتنام برقرار کردهاند. هرچند از نظر شمار تلفات، مدتزمان و هزینههای نظامی، این دو پرونده تفاوتهای بنیادینی دارند، اما وجه شباهت آنها در «طولانیتر شدن از پیشبینیها» نهفته است. در حالی که جنگ ویتنام دو دوره ریاستجمهوری آمریکا را تحتالشعاع قرار داد، تأثیر درگیریهای فعلی بر انتخابات میاندورهای آمریکا هنوز نامشخص است، اما ابعاد اقتصادی آن برای منطقه کاملاً ملموس است.
نکته کلیدی اینجاست که این بار باتلاق، نه در میدانهای نبرد، بلکه در ترازنامههای مالی شکل گرفته است. کشورهای حوزه خلیج فارس، حتی اگر در تصمیمگیری برای آغاز یا ادامه جنگ نقشی نداشته باشند، ناچارند هزینههای ناشی از این بیثباتی را تا مدتها پس از توقف حملات موشکی و هوایی تحمل کنند.
پنج محور هزینه برای اقتصادهای منطقه
طبق این گزارش، پنج دسته هزینه بهطور همزمان در سراسر خلیج فارس و میان شرکای تجاری این منطقه در حال انباشت است. این فشارها تنها با توقف درگیریها برطرف نمیشوند و در بازه زمانی مورد انتظار سیاستگذاران از میان نخواهند رفت:
- اختلال گسترده در صادرات انرژی
- هزینههای هنگفت بازسازی زیرساختها
- افت شدید نرخ گردشگری
- افزایش هزینه سرمایه (Cost of Capital)
- گسترش عدمقطعیت در بازارهای مالی و تجاری
شوک قیمتی و بحران انرژی
بخش انرژی حساسترین نقطه این زنجیره است. بسته شدن تنگه هرمز در ماه آوریل، قیمت نفت برنت را به حدود ۱۲۰ دلار در هر بشکه رساند. این جهش قیمتی تنها یک عدد در بازارهای جهانی نبود؛ بلکه باعث شد تا هفته دوم درگیریها، بسیاری از اقتصادهای واردکننده انرژی در آسیا برای مقابله با بحران، مصرف سوخت را سهمیهبندی کنند.