
خطای منطقی در رویکرد «افزایش قیمت برای کاهش مصرف»
برخی تحلیلگران برای کنترل مصرف بنزین و کاهش شکاف میان عرضه و تقاضا، افزایش قیمت و تحمیل صرفهجویی را پیشنهاد میدهند. روزنامه اطلاعات این دیدگاه را ناشی از فقدان دانش پایه اقتصادی توصیف کرده است. بر اساس اصول اقتصاد خرد، ایده افزایش قیمت برای کاهش مصرف تنها زمانی کارآمد است که مصرفکننده بتواند کالای جایگزینی برای آن محصول بیابد. اما در شرایط فعلی ایران، این پیششرط محقق نشده است.
عوامل بازدارنده در سیستم حملونقل و صنعت خودرو
ساختار فعلی اقتصاد و زیرساختهای ایران مانع از اثرگذاری مثبت تغییر قیمت بر کاهش مصرف میشود. دلایل اصلی این موضوع را میتوان در موارد زیر خلاصه کرد:
- ضعف ناوگان عمومی:پیچیدگی سیستم حملونقل و نبود یک شبکه ترانزیت عمومی ارزانقیمت و پویا باعث شده بنزین جایگزین مطمئنی نداشته باشد. افزایش قیمت نمیتواند مردم را به استفاده از حملونقل عمومی ترغیب کند.
- انحصار در تولید خودرو:دولتهای مختلف اقدامی برای بهبود سیستم احتراق در صنایع خودروسازی داخلی انجام ندادهاند. انحصار تولیدکنندگان داخلی اجازه ورود فناوریهای کاهش مصرف را نداده و کیفیت محصولات بهبود نیافته است.
- حیاط خلوت دولتها:شبکه انحصاری تولید خودرو به حیاط خلوت دولتها تبدیل شده و همین موضوع مانع از ارتقای کیفیت محصول برای کاهش مصرف سوخت شده است.
بنزینمحوری و ضربه به دهکهای پایین
تمام نظام حملونقل شهری و شبکههای توزیع مویرگی ایران که مسئول جابهجایی میلیونها انسان و دهها هزار تن کالا در روز است، بهطور کامل «بنزینمحور» است. این وابستگی ساختاری باعث میشود هرگونه تصمیم قیمتی در مورد بنزین، مستقیماً و بدون واسطه بر اقتصاد خانوادهها اثر بگذارد.
بزرگترین آسیب این تصمیمات متوجه دهکهای اول تا پنجم درآمدی میشود؛ افرادی که در این سیستم بنزینمحور، هیچ جایگزینی برای تردد یا کسب درآمد ندارند و افزایش قیمت تنها به معنای کاهش قدرت خرید و فشار بیشتر بر معیشت آنهاست.