
امام خمینی(س) حکومت علوی را نمونه عالی و نهایی «مردمسالاری دینی» میدانست؛ نظامی که اراده آگاهانه مردم و حمایت بیواسطه آنان، ستونهای اصلی آن است. ایشان رابطه بیواسطه امام علی(ع) با تودههای مردم، از فقرا تا کودکان را الگویی برای مسئولان نظام اسلامی برشمردند. در این دیدگاه، هر تصمیم حکومتی باید با نگرشی خادمپرورانه و هدف خدمتگزاری به مردم همراه باشد.
تغییر پارادایم؛ از مدیریت قدرت تا رسالت الهی
تاریخ اندیشههای سیاسی معمولاً حکمرانی را در چارچوب مدیریت قدرت و حفظ نظم تعریف میکند. اما انقلاب اسلامی از مکتبی متفاوت زاده شد؛ مکتبی که حکومت را ابزاری برای سلطه نمیبیند، بلکه آن را وسیلهای برای تحقق آرمانهای الهی و انسانی میداند. امام خمینی(س) بنایی را بنیان نهاد که ستونهایش نه بر ترس و زور، بلکه بر اصولی استوار بود که ریشه در تعالیم انبیا و ائمه اطهار(ع) داشت.
این الگوی نوین حکمرانی، پاسخی به نیازهای عصر مدرن بود، اما ماهیت اصیل خود را حفظ کرد. جوهره بنیادین و تمایزبخش اندیشه سیاسی ایشان را میتوان در چهار اصل اساسی خلاصه کرد که در کلام و سیره عملیشان جاری است:
- عدالت:محور اصلی و هدف غایی حکومت اسلامی.
- خدمتگزاری:تغییر جایگاه حاکم از فرمانروا به خادم مردم.
- شجاعت:ایستادگی قاطع در برابر ظلم و استکبار جهانی.
- توجه به مستضعفان:اولویت بخشیدن به اقشار آسیبپذیر در ساختار قدرت.
عدالت؛ فراتر از یک فضیلت اخلاقی
در اندیشه امام خمینی(س)، عدالت و قسط جایگاهی محوری دارد. برپایی عدل و مقابله با ظلم، از اساسیترین اهداف حکومت اسلامی است. عدالت در این نگاه، صرفاً یک فضیلت اخلاقی فردی نیست، بلکه ابعادی اجتماعی و ساختاری دارد که باید در تمامی لایههای حکومتی جاری شود تا نظام اسلامی بتواند برهانی بر حقانیت ادعاهایش باشد.