
محمدمهدی سیدناصری، حقوقدان، مدرس دانشگاه و پژوهشگر حقوق بینالملل کودکان، یکی از پرسشهای اساسی در حوزه تعلیم و تربیت را اینگونه بیان میکند: علاقه به مطالعه از کجا آغاز میشود؟ آیا کودکان کتابخوان متولد میشوند یا کتابخوان تربیت میشوند؟
ریشه علاقه به مطالعه
پاسخ به این پرسش، از آنچه معمولاً تصور میشود، سادهتر و در عین حال عمیقتر است. علاقه به مطالعه، پیش از آنکه در مدرسه شکل بگیرد، در خانواده متولد میشود؛ و پیش از آنکه با آموزش مستقیم به کودک منتقل شود، از طریق مشاهده و تجربه زندگی روزمره در ذهن او ریشه میدواند.
تاثیر محیط خانوادگی
این جمله شاید در نگاه نخست اغراقآمیز به نظر برسد، اما اگر تاریخ تربیت انسان را مرور کنیم، خواهیم دید که تقریباً همه عادتهای پایدار، پیش از آنکه از راه آموزش رسمی منتقل شوند، از طریق مشاهده و تقلید شکل گرفتهاند. کودک پیش از آنکه سخن گفتن را بیاموزد، به چهره اطرافیان نگاه میکند؛ پیش از آنکه قواعد رفتار اجتماعی را بشناسد، رفتار بزرگترها را تکرار میکند؛ و پیش از آنکه ارزشهای اخلاقی را در مدرسه بخواند، آنها را در زندگی روزمره خانواده تجربه میکند.
نقش والدین در شکلگیری علاقه
مطالعه نیز از این قاعده مستثنا نیست. کودک هرگز از خود آغاز نمیکند. او جهان را از دریچه زندگی والدین میبیند. وقتی میخواهد بفهمد چه چیزی در این جهان ارزشمند است، به سخنرانیها و توصیهها گوش نمیدهد؛ به زندگی کسانی نگاه میکند که بیش از همه به آنها اعتماد دارد. اگر پدر و مادر برای کتاب وقت میگذارند، اگر از خواندن لذت میبرند، اگر درباره کتاب گفتوگو میکنند، اگر هنگام مواجهه با پرسشی تازه به مطالعه روی میآورند، کودک بدون آنکه کسی برایش سخنرانی کند، درمییابد که کتاب، بخشی از زندگی اوست.