
صاحبخبر - به گزارش سیاست خارجی ایرنا، این گزارش با مرور تجربه دولتهای مختلف آمریکا از جیمی کارتر تا دونالد ترامپ، استدلال میکند که واشنگتن بارها در ارزیابی ظرفیت تغییر در ایران و شناخت رهبران جمهوری اسلامی ایران دچار خطا شده و تهران در بسیاری از مقاطع توانسته است از اختلافات داخلی آمریکا و عامل زمان به عنوان اهرم چانهزنی استفاده کند.
ادعای خشمگینانه دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، مبنی بر اینکه ایران در تعاملات خود با واشنگتن «بهطرز باورنکردنی دوگانه رفتار میکند»، تازهترین نشانه از دشواری او در درک رقبای ایرانی است. ترامپ خود را استاد شناخت و بهرهبرداری از دشمنانش میداند، اما رهبران ایران بارها او را سردرگم کردهاند.
ترامپ هفته گذشته در گفتوگو با خبرنگاران گفت: «آنها فقط مرا عصبانی میکنند. آنها فقط باعث عصبانیت من میشوند.»
به نوشته نیویورکتایمز، احتمالاً این سرخوردگی برای رئیسجمهور آمریکا ادامه خواهد یافت. ناتوانی ترامپ در دستیابی به توافق مطلوب با ایران، علاوه بر هزینه سیاسی در میان رأیدهندگانی که از جنگ خسته شدهاند، باعث تداوم بیثباتی در یکی از مهمترین مسیرهای انرژی جهان شده و افزایش نوسان قیمت نفت را به دنبال داشته است؛ مسئلهای که به مصرفکنندگان آمریکایی و اقتصاد جهانی آسیب زده است.
ترامپ؛ تازهترین رئیسجمهوری که ایران را بهدرستی درک نکرد
نویسنده یادآور میکند که ترامپ نخستین رئیسجمهور آمریکا نیست که در فهم ایران با مشکل مواجه شده است. از زمان انقلاب اسلامی 1979، همه رؤسای جمهور آمریکا تلاش کردهاند ساختار پیچیده قدرت در ایران و ذهنیت رهبران سیاسی آن را رمزگشایی کنند، اما بیشتر آنها در این مسیر ناکام ماندهاند و برخی نیز هزینه سنگینی پرداختهاند.
به نوشته مقاله، یکی از معدود استثناها باراک اوباما بود که با توافق هستهای سال 2015 توانست پس از 20 ماه مذاکره دیپلماتیک به توافقی با ایران برسد. اوباما این توافق را دستاوردی مهم میدانست، هرچند جمهوریخواهان و برخی دموکراتها معتقد بودند ایران با نشان دادن چهرهای میانهرو، او را به پذیرش ت.