
تحولات اخیر در جغرافیای سیاسی غرب آسیا، از افزایش تنشها در خلیج فارس تا تحرکات موشکی و پهپادی در دریای سرخ، نشاندهنده تغییر الگوی کلیدی در امنیت مسیرهای دریایی است. هشدار اخیر کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، درباره تهدید آزادی کشتیرانی، بر اهمیت این تغییرات تأکید دارد. در این میان، تقابلهای منطقهای اکنون دو گذرگاه حیاتی اقتصاد جهان، یعنی تنگه هرمز و تنگه بابالمندب را به یک زنجیره پیوند دادهاند.
ابعاد پیوند ژئوپلیتیکی هرمز و بابالمندب
این درهمتنیدگی میان دو تنگه، ابعاد مختلفی از بازدارندگی و چالشهای استراتژیک را ایجاد کرده است که در ادامه به بررسی آنها میپردازیم:
۱. ایجاد شبکه فشار متقاطع در معابر تنگهای
پیوند امنیت تنگه هرمز و بابالمندب منجر به ایجاد یک «شبکه فشار متقاطع» شده است. ویژگیهای این شبکه عبارتند از:
- یکپارچگی مسیرها: پایش ناوبری در تنگه هرمز در کنار توان عملیاتی انصارالله در بابالمندب، خطوط مواصلاتی بینالمللی از خلیج فارس تا اقیانوس هند و کانال سوئز را در یک زنجیره واحد قرار داده است.
- افزایش هزینه اقدامات نظامی: ناامنی در هر یک از این نقاط میتواند بلافاصله به سایر گلوگاههای انرژی و تجارت سرایت کند، که این امر هزینه هرگونه اقدام نظامی یا تحریمی مستقیم علیه ایران را توسط قدرتهای غربی افزایش میدهد.
۲. تغییر در دکترین جنگهای محدود
همزمانی تنشها در هرمز و بابالمندب، محاسبات مربوط به «جنگهای کمهزینه و کوتاهمدت» را در میان قدرتهای فرامنطقهای تغییر داده است. پیش از این، تصورات اتاقهای فکر غربی بر امکان وارد کردن ضربات نقطهای و محدود به زیرساختهای ایران استوار بود؛ اما پیوند میان امنیت این دو تنگه نشان داد که هرگونه تحرک نظامی علیه ایران میتواند منجر به بحرانهای طولانیمدت در زنجیره جهانی انرژی و تجارت شود.