
انتشار گزارشهایی در رسانههای آمریکایی مبنی بر بررسی گزینه حمله به زیرساختهای انرژی ایران، موضوعی فراتر از یک عملیات نظامی را مطرح کرده است. این سناریو در صورت تحقق، میتواند نهتنها معادلات امنیتی منطقه، بلکه بازار جهانی انرژی را نیز وارد مرحلهای بیثبات کند.
رسانههایی مانند اکسیوس، CNN، CBS، والاستریت ژورنال و نیویورکپست طی روزهای اخیر از بررسی گزینههایی در دولت آمریکا برای حمله به اهدافی در ایران خبر دادهاند که بخشی از آنها میتواند مرتبط با زیرساختهای انرژی باشد. اگرچه این گزارشها هنوز به معنای صدور دستور قطعی برای عملیات نیست، اما همگرایی آنها نشان میدهد چنین سناریویی در محاسبات واشنگتن مطرح شده است.
پیامدهای حمله به زیرساختهای انرژی
انرژی در هر کشوری بخشی از زیرساخت حیاتی و امنیت ملی محسوب میشود. حمله به این بخش، صرفاً یک اقدام اقتصادی نیست؛ بلکه تلاشی برای ایجاد فشار راهبردی و کاهش توان مقاومت طرف مقابل تلقی میشود. از همین رو، واکنش به چنین اقدامی نیز احتمالاً تنها بر اساس میزان خسارت نظامی محاسبه نخواهد شد، بلکه موضوع بازسازی بازدارندگی در برابر طرف مقابل اهمیت ویژهای پیدا خواهد کرد.
اگر تهران این برداشت را داشته باشد که هدف از حمله، ایجاد اختلال پایدار در توان اقتصادی کشور است، طبیعی است که در محاسبات خود به دنبال افزایش هزینه اقدام طرف مقابل باشد. در چنین شرایطی، مسئله اصلی برای واشنگتن تنها توانایی اجرای حمله نیست، بلکه پیشبینی پیامدهای پس از آن است.
نقش خلیج فارس در بازار جهانی انرژی
یکی از مهمترین متغیرها در این معادله، موقعیت ویژه منطقه خلیج فارس در بازار جهانی انرژی است. این منطقه میزبان برخی از مهمترین مراکز تولید، فرآورش و صادرات نفت و گاز جهان است؛ از میدان نفتی غوار و تأسیسات ابقیق و خریص عربستان گرفته تا میدان زاکوم و پالایشگاه الرویس امارات، مجتمع عظیم گازی پارس جنوبی در ایران و قطر، و همچنین خطوط لوله حیاتی مانند