
انباشت داراییهای سمی، املاک تملیکی و مستغلات غیرمولد در ترازنامه بانکها، مانع واسطهگری مالی و کاهش قدرت تسهیلاتدهی شبکه بانکی شده است. این وضعیت که به «حبس نقدینگی» معروف است، بانکها را به سمت ناترازی و اضافهبرداشت از بانک مرکزی سوق داده و به رشد نقدینگی و تورم دامن زده است.
تغییر رویکرد از مزایده به مهندسی مالی
اصلاحات اخیر با فاصله گرفتن از روشهای سنتی و کمبازده مبتنی بر مزایدههای عمومی، مسیر واگذاری داراییهای مازاد بانکها را به سمت مهندسی مالی و استفاده از ظرفیتهای بازار سرمایه هدایت کرده است. این امر فرآیند خروج داراییهای مازاد از ترازنامه بانکها را تسهیل میکند.
واگذاری سهام شرکتهای تابعه و وابسته
یکی از مهمترین ابعاد این تحول، واگذاری سهام شرکتهای تابعه و وابسته بانکها در بورس و فرابورس است. بانکها به دلایل مختلف، از جمله تملک سهام در قبال مطالبات غیرجاری یا سرمایهگذاری مستقیم، به سهامداران عمده بسیاری از بنگاههای اقتصادی تبدیل شدهاند، در حالی که اداره این شرکتها خارج از مأموریت اصلی بانکداری است.
مسیرهای خروج از بنگاهداری
عرضه اولیه سهام شرکتهای زیرمجموعه، عرضه بلوکی سهام مدیریتی و غیرمدیریتی، استفاده از پیمان مدیریت همراه با اختیار فروش و همچنین ساختاردهی شرکتها در قالب هلدینگهای چندرشتهای و عرضه هلدینگها در بازار سرمایه، از مهمترین ابزارهای خروج نظاممند بانکها از بنگاهداری محسوب میشوند.
بانکها همچنین میتوانند از روش بوکبیلدینگ برای کنترل نوسانات قیمتی هنگام عرضه سهام استفاده کنند تا داراییهای خود را با کمترین اثر منفی بر بازار به نقدینگی تبدیل کنند.
راهکار آزادسازی داراییهای غیرمنقول
استفاده از ابزارهایی مانند صندوقهای سرمایهگذاری املاک و مستغلات (REIT) و اوراق بهادارسازی داراییهای غیرمنقول، راهکارهای دیگری برای آزادسازی این داراییها و تبدیل آنها به نقدینگی هستند.