
انتقاد جلیلی از خطاهای محاسباتی دولت
سعید جلیلی، نماینده رهبر انقلاب در شورای عالی امنیت ملی، در اظهاراتی صریح، مذاکرات پیشین دولت پزشکیان با ایالات متحده را مورد تحلیل قرار داد. او معتقد است خطاهای محاسباتی مسئولان در این مسیر، نتیجهای جز تثبیت شرایط جنگی نداشته است. جلیلی در این تحلیل، پیوندی مستقیم میان این رویکرد دیپلماتیک و شهادت رهبر انقلاب برقرار کرد.
پاسخ مهدی محمدی و جابجایی محور تقصیر
مهدی محمدی، مشاور رئیس مجلس، در واکنشی به انتقادات جلیلی، روایتی متفاوت ارائه داد. او تأکید کرد که تمامی مذاکرات دولت تحت هدایت و نظارت رهبر شهید صورت گرفته است. از دیدگاه محمدی، عامل اصلی وقوع جنگ، مذاکرات دیپلماتیک نیست، بلکه باید به اتفاقات دی ماه گذشته نگریست. او ریشه بحرانهای جاری را در دو عامل اصلی میبیند:
- ایجاد نارضایتی مردمی توسط گروههایی که او «تندروها و سوپرانقلابیها» مینامد.
- سیاستهای اقتصادی جناح اصلاحطلبان.
جدال بر سر ادبیات سیاسی و تفسیر کودتا
این تقابل لفظی تنها به مذاکرات محدود نشد. منتقدان محمدی بر این باورند که او با بهکارگیری واژگانی نظیر «تندرو»، عملاً از ادبیات دشمن برای توصیف نیروهای انقلابی استفاده میکند؛ آن هم در حالی که رهبر انقلاب پیشتر بر پرهیز از چنین تعابیری تأکید کرده بود.
نکته چالشبرانگیز دیگر در اظهارات مشاور رئیس مجلس، نحوه تفسیر وقایع دی ماه است. منتقدان معتقدند محمدی با تقلیل دادن کودتای دی ماه به یک مسئله داخلی و مقصر دانستن نیروهای انقلابی در آن، روایتهای صریح رهبری را نادیده گرفته است. همچنین اشاره میشود که در زمان اجرای سیاستهای اقتصادی دولت (مانند حذف ارز ترجیحی)، همان کسانی که اکنون «تندرو» نامیده میشوند، نسبت به ایجاد زمینه برای مداخلات دشمن در خیابانها هشدار داده بودند.
در نهایت، پافشاری محمدی بر نظارت کامل رهبر شهید بر مذاکرات، با یادآوری سخنان پیشین رهبر انقلاب در مورد مذاکرات «غیرعاقلانه و غیرشرافتمندانه» در تضاد قرار میگیرد.
این مناقشه برای مخاطب ایرانی چه معنایی دارد؟
این جدال نشاندهنده شکاف عمیق در بدنه حاکمیتی ایران درباره «تعریف درست از دیپلماسی» است. از یک سو جریانی است که هرگونه تعامل با آمریکا را بدون پیششرطهای سختگیرانه، ریسک امنیتی میداند و از سوی دیگر، کسانی هستند که معتقدند فشارهای اقتصادی و رفتارهای سختگیرانه داخلی، بیش از مذاکرات، باعث آسیبپذیری کشور شده است.
برای شهروندان ایرانی، این تقابل به این معناست که حتی در سطوح بالای تصمیمگیری، توافق روی علت بحرانهای فعلی وجود ندارد و هر جناح سعی دارد مسئولیت شکستهای اقتصادی و سیاسی را به دوش جریان مقابل بیندازد.