
بحران زیرساختی در قلب ترافیک تهران
پردیس سینمایی ملت، با وجود جایگاه نمادین، به دلیل موقعیت جغرافیایی در یکی از پرترافیکترین اتوبانهای پایتخت، برای میزبانی از یک رویداد بینالمللی با چالشهای جدی روبهرو است. منتقدان معتقدند این مکان به دلیل دسترسی دشوار به وسایل نقلیه عمومی و نبود پارکینگ مناسب، عملاً به جزیرهای دورافتاده تبدیل شده که شأن یک جشنواره بینالمللی را ندارد.
کاستیهای این مجموعه تنها به ترافیک محدود نمیشود. نبود فروشگاههای عرضه مواد غذایی با قیمت مصرفکننده و وضعیت نامناسب تهویه در نمازخانه، از جمله موارد فنی و رفاهی است که در طی یک دهه اخیر بدون تغییر مانده و حالا در زمان برگزاری جشنواره، دوباره نمایان شده است.
فقدان هویت بصری و نمادهای ملی
یکی از جدیترین انتقادات وارده به برگزاری این دوره از جشنواره، غیبت کامل نمادهای هویتی در فضای محیطی است. در حالی که جشنوارهها در سطح بینالمللی ویترینی از فرهنگ و سیاست کشور میزبان هستند، در نخستین روز برگزاری این رویداد، هیچ اثری از پرچم جمهوری اسلامی ایران دیده نشد.
- عدم نصب پرچم ملی در محل برگزاری جشنواره.
- فقدان هرگونه یادبود یا اشاره به شهدا، بهویژه زنان و کودکان شهید در ماههای اخیر.
- بیتوجهی به فضای حاکم بر کشور و غیبت نمادهای مرتبط با جنگهای اخیر در فضای عمومی رویداد.
مدیریت رویداد و چالشهای پوششی
نقدها تنها به محیط محدود نمیشود و به مدیریت اجرایی، بهویژه بهروز شعیبی، متوجه است. گفته میشود سهلانگاری مدیریتی در این جشنواره به گونهای است که محیطی بیروح ایجاد شده است. علاوه بر این، حضور افرادی با پوششهای عریان در سالنهای نمایش، به عنوان یکی از موارد هنجارشکن در این رویداد گزارش شده که با استانداردهای مورد انتظار از یک جشنواره رسمی در تضاد است.
این خبر برای مخاطب ایرانی چه معنایی دارد؟
جشنوارههای بینالمللی در ایران صرفاً رویدادهای هنری نیستند، بلکه ابزاری برای دیپلماسی فرهنگی و نمایش وجهه سیاسی و اجتماعی کشور در برابر جامعه جهانی محسوب میشوند. وقتی یک رویداد با عنوان «بینالمللی» در محیطی برگزار میشود که هم از نظر لجستیکی (ترافیک و خدمات) و هم از نظر نمادین (پرچم و هویت) دچار ضعف است، این موضوع میتواند تصویر متناقضی از مدیریت فرهنگی کشور ارائه دهد.
تنش میان استانداردهای هنری و الزامات هویتی در چنین جشنوارههایی همواره وجود داشته است، اما فقدان حداقلهای بصری در یک رویداد رسمی، نشاندهنده شکاف میان برنامهریزیهای اجرایی و سیاستهای کلان هویتی در سازمانهای برگزارکننده است.