
فراتر از یک بازسازی ساده
وحید منتظری در نمایش «عشقهای زودگذر ماندگار» مسیر متفاوتی را برای مواجهه با متون کلاسیک انتخاب کرده است. او به جای آنکه صرفاً به بازسازی مستقیم فضای نمایشنامه «مرغ دریایی» بپردازد، ابتدا سراغ دغدغههای اجتماعی و پیچیدگیهای روابط انسانی در جامعه امروز ایران رفت. منتظری تلاش کرد تا جهان چخوف را به گونهای بازتعریف کند که مخاطب ایرانی بتواند پیوندی واقعی میان اتفاقات روی صحنه و زندگی روزمره خود برقرار کند.
در این اثر، تغییرات گستردهای در محورهای زیر اعمال شده است تا اثر با فضای معاصر همسو شود:
- تغییر در ساختار روابط میان شخصیتها
- بازبینی موقعیتهای داستانی برای نزدیک شدن به واقعیتهای فعلی
- تغییر فضای کلی اثر برای بومیسازی متنی که ریشه در فرهنگ روسیه دارد.
پیوندی دیرینه با اثر چخوف
دلبستگی منتظری به نمایشنامه «مرغ دریایی» به دوران تحصیل او در هنرستان تئاتر بازمیگردد. او که مسیر تحصیلی خود را در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد نیز در رشته تئاتر ادامه داده، حدود ۱۷ سال پیش برای نخستین بار با این اثر آشنا شد. تمرینات دوران هنرستان و مطالعه متون دانشگاهی، بستری شد تا او ارتباطی عمیق با جهان ذهنی چخوف برقرار کند.
با این حال، ایده خلق «عشقهای زودگذر ماندگار» لزوماً با تصمیم برای اقتباس مستقیم آغاز نشد. منتظری اشاره میکند که دغدغههای شغلی و هنری او، بهویژه پس از سال ۱۴۰۱، او را به سمتی سوق داد تا در شرایط فعلی جامعه، به دنبال زبانی برای بیان مسائل انسانی باشد. او معتقد است برای اجرای موفق یک اثر کلاسیک در هر جامعهای، شناخت دقیق جامعه مقصد و شرایط اجتماعی آن ضروری است تا اقتباس از حالت تقلید خارج شده و به یک بازخوانی معاصر تبدیل شود.
این نمایش برای مخاطب ایرانی چه معنایی دارد؟
اهمیت این اثر در این است که به جای نگاه نوستالژیک به آثار کلاسیک، از آنها به عنوان ابزاری برای تحلیل وضعیت موجود استفاده میکند. برای مخاطب ایرانی که با فشارهای اجتماعی و تغییرات سریع روابط انسانی در سالهای اخیر مواجه بوده، دیدن بازتاب این تلاطمها در قالب یک اثر جهانی مانند «مرغ دریایی»، لایهای از درک مشترک انسانی را ایجاد میکند.
در واقع، این رویکرد نشان میدهد که دردهای انسانی در آثار چخوف، علیرغم فاصله زمانی و جغرافیایی، همچنان در جامعه امروز ایران جاری است و تئاتر میتواند پلی باشد میان متون کلاسیک و واقعیتهای زنده اجتماعی.