
شکاف میان تصورات نخبگان و واقعیت جامعه عرب
بسیاری از نخبگان سیاسی و دینی ایران، چه در طیف روحانیت و چه در محیطهای غیرروحانی، تصویری از جهان عرب در ذهن دارند که بیشتر بازتابدهنده وضعیت کشورهای بهاصطلاح ترقیخواه مانند مصر، سوریه و لبنان در قرن بیستم است. این رویکرد باعث شده تا تحلیلگران ایرانی، تنوع واقعی جوامع عربی را نادیده بگیرند و واقعیتهای جاری در عربستان سعودی و شیخنشینهای خلیج فارس را از دریچه تجربههای کشورهای دیگر ببینند.
این سوءبرداشت تنها به تجربیات سیاسی محدود نمیشود، بلکه ریشه در منابع فکری این نخبگان دارد. بخش بزرگی از متون و دیدگاههای روشنفکرانی که این گروه مطالعه کردهاند، تحت تأثیر اندیشههای چپ و جریانهای ضد استعماری بودهاند؛ چارچوبهای فکریای که اکنون دیگر نمیتوانند وضعیت فعلی و دگرگونیهای عمیق رخداده در جوامع عربی را توضیح دهند.
ثبات رژیمهای فعلی و منافع ملی ایران
در درسگفتاری که محمد مسجدجامعی در مؤسسه مطالعات راهبردی اسلام معاصر (مرام) ایراد کرد، به موضوع پیوستگی درونی کشورهای خلیج فارس پرداخت. او تأکید کرد که تغییرات سیاسی در این ممالک بهصورت تکنفره یا مجزا اتفاق نمیافتد و هر تغییری در یک کشور، زنجیرهای از واکنشها را در کشورهای همسایه ایجاد میکند.
از نظر مسجدجامعی، استمرار رژیمهای فعلی در خلیج فارس، که عموماً نمایندگی مردم خود را بر عهده دارند، برای منافع ملی ایران سودمندتر است تا رویارویی با جانشینان احتمالی آنها. البته او در این تحلیل، وضعیت بحرین را به دلیل رابطه متفاوت رژیم حاکم با مردم، به عنوان یک استثنا ذکر کرد.
تمایل مردم جنوب خلیج فارس به زندگی عادی
یکی از نکات کلیدی در تحلیل مسجدجامعی، تفاوت میان آمال سیاسی تحلیلگران و خواستههای واقعی مردم منطقه است. او معتقد است:
- مردم جنوب خلیج فارس به دنبال تحولات پیچیده سیاسی یا جایگزینی رژیمها نیستند.
- هدف اصلی ساکنان این مناطق، داشتن یک «زندگی» عادی و آرام است و فراتر از آن خواسته خاصی ندارند.
- تکیه بر تصورات قدیمی از ترقیخواهی عربی، باعث میشود سیاستگذاران ایرانی خواستههای واقعی این مردم را اشتباه تحلیل کنند.
این تحلیل برای سیاست خارجی ایران چه معنایی دارد؟
این دیدگاه هشدار میدهد که اگر ایران بخواهد روابط خود را با کشورهای حاشیه خلیج فارس بهبود ببخشد یا در محیطی امن فعالیت کند، باید ابتدا «عینک» تحلیلهای قدیمی را کنار بگذارد. تکیه بر ایدئولوژیهای چپ یا تصورات مربوط به جنبشیهای دهه ۶۰ و ۷۰ میلادی، احتمالاً منجر به محاسبات غلط در مورد رفتار رژیمهای فعلی و واکنش مردم این منطقه میشود.
در واقع، پذیرش این حقیقت که ثبات فعلی منطقه برای ایران مفیدتر از هرگونه تغییر ناگهانی و پیشبینیناپذیر است، میتواند مسیر دیپلماسی ایران را از رویکرد ایدئولوژیک به سمت رویکردی واقعگرایانه (رئالپولیتیک) تغییر دهد.