
پایان شبهای یادبود در بیمارستان ایرانمهر
روز جمعه ۲۴ مهر، بیمارستان ایرانمهر میزبان آخرین جلسه از مجموعه شبهای جواد مجابی بود. عبدالرحمن نجلرحیم، نویسنده و متخصص مغز و اعصاب، اجرای این شب را که با عنوان «نگارخانه» برگزار شد، بر عهده داشت. این نشست در واقع نقطه پایان سلسله جلساتی بود که به بررسی ابعاد مختلف زندگی و اندیشه مجابی اختصاص داشت.
مجابی؛ نبض تپنده هنر ایران
در این مراسم، پیامی از خسرو پارسا، متخصص مغز و اعصاب، قرائت شد. پارسا در این پیام، جواد مجابی را به دلیل تسلط عمیق بر تحولات هنری، «نبض هنر ایران» نامید. به گفته او، مجابی طی چهار یا پنج دهه گذشته، پیوند میان هنر قدیم و جدید بود و حضور فعالی در محافل هنری داشت.
یکی از نکات برجسته در توصیفات دکتر پارسا، رابطه فکری مجابی با چهرههای شاخص ادبیات و سیاست بود. وی اشاره کرد که احمد شاملو توجه ویژهای به نظرات مجابی داشت؛ چرا که میدانست هر تحلیل او متکی بر نکتهای عمیق و دقیق است. مجابی به عنوان فردی آرمانگرا، همواره تلاش میکرد لایههای پنهان پدیدهها را شناسایی کند.
فراتر از شعار و سیاست
مجابی در نگاه همعصرانش، شخصیتی بود که هرگز اجازه نداد جو حاکم بر جامعه یا شعارهای رایج، تفکر او را محدود کند.، میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- احترام عمیق او به محمد مصدق و علیاکبر دهخدا که ریشه در تقدیر شخصی داشت و نه سیاستگذاریهای مرسوم.
- نقش او به عنوان مشاور مورد اعتماد فعالان هنر و خبر که برای پیشبرد پروژههای خود به او مراجعه میکردند.
- دنبال کردن مستمر و دقیق منابع خبری و هنری برای بهروز ماندن در عرصههای مختلف.
تجسم هنر در پوستر «نگارخانه»
عبدالرحمن نجلرحیم در بخشی از سخنانش به پوستر طراحی شده توسط شیوا بیرانوند پرداخت. او توضیح داد که این اثر تلاش کرده تا با رویکردی نقاشانه با جواد مجابیِ نقاش مواجه شود. در این طرح، رد دست انسان در عصر ماشینها برجسته شده و چهره مجابی بهگونهای ترسیم شده که گویی از کالبد طرح بیرون آمده تا مخاطب را به تجربهای فراتر از شناسایی صرف چهره دعوت کند.
این مراسم برای مخاطب ایرانی چه معنایی دارد؟
برگزاری چنین نشستهایی در محیطی مانند بیمارستان و با حضور متخصصان مغز و اعصاب، نشاندهنده پیوند میان علم پزشکی و هنر در فضای روشنفکری ایران است. جواد مجابی نماد شخصیتی است که توانسته میان تخصص علمی و ذائقه هنری تعادل ایجاد کند.
برای مخاطبان، اهمیت این خبر در بازشناخت چهرههایی است که بدون جلب توجهات رسانهای گسترده، به عنوان مشاوران پشتپرده و تحلیلگران دقیق در کنار بزرگان هنر (مانند شاملو) حضور داشتند و معیارشان در ارج نهادن به پیشگامانی چون دهخدا، تحلیل شخصی و نه جریانهای سیاسی بوده است.