
جایگاه علمی و معنوی امام خمینی(س)
حجتالاسلام والمسلمین حسین ملکا در نهمین نشست از سلسله جلسات بازخوانی خاطرات امام خمینی(س) و انقلاب اسلامی، بر ابعاد چندگانه شخصیت ایشان تاکید کرد. او معتقد است امام خمینی(س) نه تنها در فقاهت از اساتید برجسته حوزه بود، بلکه در عرصههای عرفان و حکمت نیز در مرتبهای قرار داشت که توصیف آن دشوار است.
ملکا برای شناخت عمیقتر ابعاد روحی امام، مطالعه کتاب «چهل حدیث» را راهگشای هر پژوهشگری دانست و ایشان را احیاگر تشیع، اسلام و قرآن در عصر حاضر نامید. او تأکید کرد که استقلال فعلی ایران مدیون اعتقاد راسخ امام به برپایی «جمهوری اسلامی» بدون کم یا زیاد کردن حتی یک کلمه از این تعریف بود.
شاهد عینی ویرانیهای مدرسه فیضیه
ملکا خاطرهای از سال ۱۳۴۲ بازگو کرد؛ زمانی که در پانزده سالگی وارد حوزه علمیه آشتیان شده بود. او تعریف میکند که پس از وقوع حادثه مدرسه فیضیه در قم، همراه با جمعی از دوستان همشهری خود به این مرکز آموزشی رفت تا وضعیت را از نزدیک ببیند. توصیفات او از فضای آن زمان، تصویری تکاندهنده از خشونت ساواک را ترسیم میکند:
- شیشهها، پنجرهها و درهای مدرسه بهطور کامل شکسته و فضای محیط بههمریخته بود.
- علیرغم تلاش عوامل ساواک برای پاکسازی محیط، آثار خون همچنان روی دیوارها و درها باقی مانده بود.
- در ایوان شمالی مدرسه، تودهای از کتابها، قرآنها، عمامهها و لباسهای سوخته قرار داشت.
او اشاره کرد که در میان این ویرانهها، نسخهای از کتاب مفاتیح را یافت که آثار سوختگی بر آن مشهود بود؛ یادبودی که امروزه نیز در ایوان شمالی مدرسه فیضیه ثبت شده است.
هدف از حمله: نابودی کانونهای علمی
ملکا با استناد به سخنان امام راحل، هدف از این حمله را فراتر از یک درگیری ساده دانست. او یادآور شد که طبق گفتههای امام، رئیس اطلاعات یا ساواک قم در آن زمان صراحتاً اعلام کرده بود که فرمانی «ملوکانه» برای تخریب مدرسه فیضیه و نابودی طلاب و استادان آن صادر شده است. این اقدام در واقع تلاشی برای حذف فیزیکی و معنوی مخالفان رژیم در کانونهای علمی قم بود.
این روایت برای مخاطب ایرانی چه معنایی دارد؟
بازخوانی خاطرات مدرسه فیضیه، پیوند میان تخصص علمی حوزه و مبارزات سیاسی علیه استبداد را برجسته میکند. این واقعه نشان میدهد که فشارهای امنیتی ساواک در سالهای پیش از انقلاب، تنها متوجه سیاستمداران نبود، بلکه مراکز تولید علم و اندیشه دینی را هدف قرار داده بود تا صدای مخالف را در نطفه خفه کند.
برای نسلهای جدید، این روایت یادآور این نکته است که استقلال و ساختار سیاسی فعلی ایران، حاصل هزینههای انسانی و تحمل فشارهای شدید در مراکز آموزشی و مذهبی در دهههای گذشته است.