
آبشخور فکری مشترک؛ از کرباسچی تا روحانی
نماینده شاهینشهر معتقد است اظهارات اخیر غلامحسین کرباسچی را نمیتوان بهصورت مجزا دید. او ریشه این سخنان را در مبانی فکری گروهی میبیند که از نظر او، مسیر یکسانی را دنبال میکنند. حاجیدلیگانی نامهای زیر را در یک زنجیره فکری قرار میدهد:
- غلامحسین کرباسچی
- محمد خاتمی
- حسن روحانی
- محمدجواد ظریف
به باور این نماینده مجلس، این جریان با اتکای بیش از حد به غرب، واقعیتهای موجود را نادیده میگیرد. او تأکید کرد که این رویکرد در لحظات حساس، بهجای تکیه بر قدرت ملی و ظرفیتهای داخلی، بر محدودیتهای ایران متمرکز میشود و بدعهدی طرفهای غربی را نادیده میگیرد.
پرونده دریای خزر و نقد کنوانسیون ۱۳۹۷
حاجیدلیگانی برای اثبات ادعای خود به پرونده حقوقی دریای خزر در سال ۱۳۹۷ اشاره کرد. او عملکرد تیم دیپلماتیک دولت وقت و وزارت امور خارجه را در امضای این کنوانسیون بهشدت مورد انتقاد قرار داد.
این نماینده مجلس مدعی شد کسانی که در آن دوران تصمیمگیرنده بودند، حاضر بودند از سهم ۵۰ درصدی ایران در دریای خزر کوتاه بیایند و به سهمی بین ۳.۵ تا ۵ درصد رضایت دهند. وی مسئولیت سیاسی این توافق را مستقیماً بر عهده حسن روحانی و تیم دیپلماسی او دانست.
تشبیه دیپلماسی امروز به دوران قاجار
سخنهای نماینده شاهینشهر در نهایت به تحلیلهای تاریخی رسید. او رویکرد جریان غربگرا را با «تفکر قجری» یکی دانست و معتقد است تکرار اشتباهات گذشته در سیاست خارجی امروز جاری است. او به قراردادهای گلستان، ترکمانچای و قرارداد ۱۹۰۷ اشاره کرد و این توافقات را نمونهای از تسلیم در برابر قدرتهای خارجی دانست که اکنون در قالب تفکر سیاسی برخی چهرهها تکرار میشود.
این انتقادات چه معنایی برای فضای سیاسی ایران دارد؟
این تقابل لفظی، بازتابی از شکاف عمیق میان دو دیدگاه «دیپلماسی تعاملی» و «سیاست مقاومتی» در بدنه نظام سیاسی ایران است. از یک سو جریانی است که بر تعامل با غرب برای رفع محدودیتها تأکید دارد و از سوی دیگر، چهرههایی مانند حاجیدلیگانی که هرگونه تعامل بدون تکیه بر قدرت سخت را تکرار تاریخ و آسیبزننده به منافع ملی میدانند.
اشاره به کنوانسیون دریای خزر و قراردادهای دوران قاجار نیز نشان میدهد که منتقدان، هرگونه امتیاز احتمالی در مذاکرات مدرن را با فقدان سرزمینها در تاریخ گذشته پیوند میزنند تا بر حساسیتهای ملی تأکید کنند.