
عباس آخوندی در نشست تخصصی بنیاد باران، با ارائه مطلبی تحت عنوان «گذارهای جهانی، زنجیره ارزش و معماری توسعه ایران»، به کالبدشکافی جایگاه ایران در تحولات جاری پرداخت. او تأکید کرد که برای تدوین هرگونه راهبرد توسعه، ابتدا باید درک دقیقی از توزیع ثروت و قطبهای قدرت اقتصادی جهان داشت.
تمرکز ثروت در سه قطب اصلی جهان
آخوندی با استناد به آمارهای سال ۲۰۲۵ بانک جهانی، حجم کل تولید ناخالص داخلی جهان را حدود ۱۱۷ تریلیون دلار برآورد کرد. تحلیل او نشان میدهد که بخش بزرگی از ثروت جهانی در اختیار سه بازیگر اصلی است و بقیه جهان سهم اندکی از این کیک بزرگ دارند:
- ایالات متحده آمریکا:با تولید ۳۰ تریلیون دلار، حدود ۲۶ درصد از تولید ناخالص جهانی را در اختیار دارد.
- چین:با تولید ۱۹.۴ تریلیون دلار، سهمی معادل ۱۶.۵ درصد از اقتصاد جهان دارد.
- اتحادیه اروپا:با تولید ۱۹ تریلیون دلار، حدود ۱۶ درصد از تولید جهانی را به خود اختصاص داده است.
مجموع سهم این سه قطب به ۶۸ تریلیون دلار میرسد که یعنی ۵۸ درصد از کل تولیدات جهان تنها در این سه منطقه متمرکز شده است. آخوندی تأکید کرد شناسایی دقیق این نسبتها، نخستین گام برای تعیین جایگاه ایران در زنجیره ارزش جهانی است.
گذار از سلطه مطلق به قدرت مشروط
وزیر سابق راه و شهرسازی معتقد است توازن قدرت در حال تغییر است. او اشاره کرد که آمریکا علیرغم حفظ جایگاه خود به عنوان یک قدرت اقتصادی برتر، دیگر مانند گذشته مطلقالعنان نیست. این تغییر وضعیت به معنای پایان جهان تکقطبی است و جهان را به سمتی میبرد که قدرتها باید در چارچوبی «مشروط» و در تعامل با سایر قطبها عمل کنند.
او در ادامه بحثهای خود، بر ضرورت رصد دقیق این گذارهای جهانی تأکید کرد و معتقد است توسعه ایران باید در چارچوب دوگانه «امنیت و توسعه» و با نگاهی راهبردی به این تحولات اقتصاد سیاسی تعریف شود.
این تحلیل برای برنامهریزان ایرانی چه معنایی دارد؟
دیده شدن واقعیتهای عددی توزیع ثروت جهانی به این معناست که ایران نمیتواند در خلاء برنامهریزی کند. وقتی بیش از نیمی از تولیدات جهان در سه قطب (آمریکا، چین و اروپا) متمرکز است، هرگونه استراتژی توسعه یا تجارت خارجی باید بر اساس توازن میان این قطبها طراحی شود.
جایگزینی «قدرت مطلق» با «قدرت مشروط» برای ایران فرصتی ایجاد میکند تا در فضای چندقطبی، فضای مانور بیشتری برای تعاملات اقتصادی داشته باشد، به شرطی که معماری توسعه داخلی با واقعیتهای زنجیره ارزش جهانی همسو شود.