
محمدباقر قالیباف در دیدار با جمعی از وزرا و مدیران اقتصادی، بر لزوم دستیابی به یک فهم مشترک از وضعیت فعلی و مسیر پیشرو تأکید کرد. او معتقد است با گذشت شش ماه نخست سال، اکنون تجربهای واقعی در دست است که باید مبنای برنامهریزی دقیق برای نیمه دوم سال قرار گیرد.
جنگ اقتصادی؛ محور اصلی نبرد علیه ایران
رئیس مجلس شورای اسلامی وضعیت فعلی را یک «جنگ اقتصادی» توصیف کرد و مدعی شد این نبرد اکنون از جنگهای نظامی، سایبری و شناختی اهمیت بیشتری یافته است. به باور او، چالش بنیادین ایران در این میدان، مدیریت، تصمیمگیری و داشتن یک حکمرانی باثبات است.
قالیباف با اشاره به تجربیات خود در مدیریت بحرانها از زمان انقلاب تاکار، خاطرنشان کرد که بزرگترین فرصتها معمولاً در دل بحرانها نهفتهاند و نباید این واقعیت نادیده گرفته شود. او از مسئولان خواست در شرایط جنگی، شجاعانه تصمیم بگیرند و از افرادی که در مسیر حل مشکلات تلاش میکنند، دفاع کنند.
اولویتهای معیشتی و سناریوی ششماهه
در این نشست، تعیین سناریوی دقیق برای شش ماه آینده به عنوان یکی از ضرورتهای مدیریتی مطرح شد تا دولت و مجلس بتوانند با همافزایی، طراحی بهتری برای عبور از چالشها ارائه دهند. قالیباف فهرستی از اولویتهای فوری را برشمرد که عبارتند از:
- ارتقای سطح معیشت مردم و نیروهای مسلح.
- تأمین مواد اولیه برای بخش صنعت.
- جبران خسارات وارده به بخشهای اقتصادی.
سفره مردم؛ خط قرمز مدیریتی
یکی از محورهای اصلی سخنان رئیس مجلس، جایگاه معیشت مردم در زنجیره تصمیمات اقتصادی بود. او تأکید کرد تصمیمات مدیریتی باید بهگونهای باشد که سفره مردم آخرین نقطهای باشد که تحریمها و جنگ بر آن اثر میگذارد و در مقابل، نخستین نقطهای باشد که اثرات مثبت تصمیمات درست مدیریتی را لمس میکند. وی خواستار هدفگذاری دقیق برای هدایت منابع به سمت این نقطه آسیبپذیر شد.
این تأکیدها برای جامعه ایرانی چه معنایی دارد؟
در شرایطی که تورم و تحریمها فشار زیادی بر قدرت خرید خانوارها وارد کرده است، تأکید رئیس مجلس بر «سفره مردم» به عنوان اولویت نخست، نشاندهنده پذیرش فشار اجتماعی در سطوح بالای تصمیمگیری است. این رویکرد تلاش میکند تا شکاف میان برنامههای کلان اقتصادی و واقعیتهای معیشتی شهروندان را کاهش دهد.
همچنین، فراخوان او برای همافزایی میان دولت و مجلس را باید در راستای کاهش تنشهای احتمالی میان قوه مجریه و مقننه دانست؛ چرا که هرگونه اختلاف در سناریوهای اقتصادی میان این دو قوه، معمولاً منجر به تأخیر در اجرای طرحهای حمایتی و تشدید بیثباتی در بازارها میشود.