
شوک نفتی و بحران در پمپبنزینهای آمریکا
رؤیای انرژی ارزان برای خانوارها و تولیدکنندگان آمریکایی با جهش قیمت نفت روبرو شد. در چهار ماه نخست درگیریها، قیمت نفت در مقاطعی نزدیک به ۷۰ درصد افزایش یافت. این جهش قیمتی مستقیماً به سبد خرید شهروندان منتقل شد؛ بهطوری که در ۱۰ ژوئیه، قیمت هر گالن بنزین به ۳ دلار و ۸۸ سنت رسید.
وضعیت ذخایر سوخت در آمریکا نیز نگرانکننده است. دادهها نشان میدهد ذخایر بنزین در این بازه زمانی حدود ۱۰ میلیون بشکه کمتر از متوسط پنجساله بوده و همین کمبود، فشار قیمتی را تشدید کرده است.
از تورم ۴ درصدی تا گران شدن سفرهها
اداره آمار کار آمریکا آمارهایی را منتشر کرده که نشان میدهد تنشهای سیاسی چه اثراتی بر اقتصاد خرد دارد. تورم سالانه در ماه مه از ۳.۸ به ۴.۲ درصد رسید. در این میان، قیمت بنزین نسبت به سال گذشته ۴۰.۵ درصد رشد داشته است.
این افزایش هزینه سوخت تنها به پمپبنزینها ختم نمیشود. زنجیره تأمین کالاها در آمریکا به شدت به سوخت وابسته است و این تورم بهتدریج در بخشهای زیر اثر میگذارد:
- هزینههای حملونقل داخلی و بینشهری
- بهای بلیتهای سفر و گردشگری
- قیمت مواد غذایی و کالاهای اساسی
بنبست در بازگشت کارخانهها
ترامپ وعده داده بود با کاهش نرخ بهره، تولید را به آمریکا بازگرداند. اما تداوم تورم، دست فدرال رزرو را برای کاهش نرخ بهره میبندد. وقتی هزینه وام و تأمین مالی بالا بماند، ساخت کارخانههای جدید یا خرید تجهیزات صنعتی برای تولیدکنندگان گرانتر میشود و در نتیجه، بازگشت تولید به خاک آمریکا عملاً متوقف میگردد.
فشارها حتی به بودجه دولت آمریکا نیز سرایت کرده است. بازده اوراق سیساله آمریکا در ماه مه به حدود ۵.۲ درصد رسید. این افزایش بازدهی به این معناست که دولت برای تأمین بدهیهای تازه یا جایگزینی بدهیهای سررسیدشده، باید هزینه بیشتری بپردازد.
خطر رکود تورمی
ترکیب انرژی گران، تورم بالا و کاهش میل به سرمایهگذاری، آمریکا را در معرض خطر «رکود تورمی» قرار میدهد. این وضعیتی است که حتی در صورت توقف درگیریها، آثار مخرب آن بر اقتصاد آمریکا برای مدتی طولانی باقی خواهد ماند.
این خبر برای مخاطب ایرانی چه معنایی دارد؟
این تحلیل نشان میدهد که سیاستهای فشار حداکثری یا تنشهای نظامی، لزوماً به نفع اقتصاد داخلی ایالات متحده نیست. در واقع، هرگونه بیثباتی در منطقه خاورمیانه و بازار نفت، بهدلیل وابستگی زنجیره تأمین جهانی به این منطقه، میتواند موجات تورمی را به داخل آمریکا منتقل کند.
برای ایرانیها، درک این نکته اهمیت دارد که فشار اقتصادی ناشی از قیمت نفت و تورم، میتواند به عنوان یک متغیر تعیینکننده در تصمیمات سیاسی واشنگتن عمل کند؛ چرا که فشار داخلی جامعه آمریکا بر دولت برای کنترل قیمتها، همواره یکی از نقاط ضعف سیاستهای تهاجمی است.