
سید مجید حسینی در تحلیلی به بررسی اصرار برخی نمایندگان برای بازگشت جلسات مجلس به صحن علنی پرداخته است. او معتقد است دفاع از جایگاه پارلمان و حقوق نمایندگان در ظاهر دلیل این درخواستهاست، اما واقعیت متفاوتی در پس این ادعا نهفته است. وقتی تصمیمگیریهای پارلمانی از طریق وبینارها ادامه دارد، اتهامزنیها برای بازگشایی صحن علنی را باید ریشه در مسائل سیاسی دانست، نه دغدغه تقنین و قانونگذاری.
تفاوت میان تعطیلی صحن و تعطیلی نهاد
در ۸ ماه گذشته، نمایندگان نزدیک به جبهه پایداری، بهویژه افرادی چون ثابتی و رسایی، بارها از تعطیلی مجلس انتقاد کرده و حتی تهدید به تحصن در بهارستان کردند. اما باید میان تعطیلی «صحن علنی» و تعطیلی «کل فعالیتهای مجلس» تفکیک دقیقی قائل شد.
مجلس تنها به حضور نمایندگان پشت صندلیهای سبز و سخنرانی از تریبون محدود نمیشود. وظایف متعددی وجود دارد که حتی در شرایط غیرحضوری نیز قابل اجراست، از جمله:
- پیگیری امور مربوط به حوزههای انتخابیه
- بررسی مسائل جاری کشور
- مشارکت در رایگیریهای قانونی
- پیشبرد فرآیندهای نظارتی و اداری در جلسات وبیناری
بنابراین، صرفِ غیرحضوری بودن جلسات را نمیتوان دلیل کافی برای حکم به تعطیلی کامل مجلس دانست.
سیاست تریبونی در برابر دغدغه تقنینی
تحلیلها نشان میدهد آنچه باعث ناراحتی برخی نمایندگان شده، توقف فعالیتهای قانونی نیست، بلکه از دست دادن تریبونی است که از آن برای جدالهای سیاسی با رئیس مجلس و سایر مسئولان استفاده میکردند. در واقع، صحن علنی برای این گروه بیش از آنکه فضای قانونگذاری باشد، ابزاری برای نمایش سیاسی و فشار بر رقبا بود.
منتقدانی که مدام از تعطیلی مجلس سخن میگویند، باید به طور مشخص اعلام کنند کدام وظایف قانونی یا فرآیندهای تقنینی در این مدت متوقف شده است و چرا امکان رفع این اختلالها از طریق سازوکارهای موجود (مانند جلسات مجازی) وجود ندارد. استفاده مداوم از عبارت «تعطیلی مجلس» تصویری ناقص ارائه میدهد که در آن، شکل برگزاری جلسات بر اصل فعالیتهای پارلمانی ارجحیت یافته است.
این جنجال برای مخاطب ایرانی چه معنایی دارد؟
این تقابل نشان میدهد که در فضای سیاسی ایران، تریبونهای رسمی بیش از آنکه برای تبادل نظر تخصصی و تدوین قانون به کار روند، به میدان نبرد سیاسی میان جناحهای مختلف تبدیل شدهاند. وقتی نمایندگان بر بازگشایی فیزیکی صحن تاکید میکنند، در واقع بر بازگرداندن فضای «سخنرانیهای تند و جنجالی» اصرار دارند که مخاطبان عام را جذب میکند.
برای شهروندان، اهمیت این موضوع در این است که بدانند تضادهای موجود در پارلمان، گاهی به جای تمرکز بر خروجیهای قانونی، بر مفاهیمی چون «دسترسی به تریبون» متمرکز میشود. این وضعیت نشاندهنده شکاف میان رویکرد مدیریت مجلس و دیدگاههای جناحهای سختگیران در مورد نحوه نظارت و اجرای وظایف نمایندگی است.