
ادعای «ناشناخته بودن» تصمیمگیران ایرانی
دونالد ترامپ در تجمع انتخاباتی ۱۱ مهرماه (سوم اکتبر) در ایالت آلاباما، بار دیگر موضوع جنگ علیه ایران را پیش کشید. او با تکرار رویکرد پیشین خود مدعی شد که یکی از مشکلات اصلی آمریکا، نبود یک طرف مشخص برای مذاکره است. ترامپ در این سخنرانی صراحتاً پرسید: «چه کسی را در ایران صدا کنم؟ کسی آنجا نیست.» او مدعی است که هیچکس نمیداند در حال حاضر چه کسی اداره امور ایران را بر عهده دارد.
تردید جیدی ونس در اختیارات مقامات ایران
این روایت تنها به ترامپ محدود نمیشود. جیدی ونس، معاون او نیز در گفتوگویی با خبرگزاری رویترز، با ادبیاتی متفاوت اما همجهت، بر دشواری دیپلماسی با تهران تأکید کرد. ونس هرچند پذیرفت که واشنگتن با مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، و عباس عراقچی، وزیر امور خارجه در تماس بوده است، اما ادعای عجیبی را مطرح کرد: او معتقد است کاملاً روشن نیست ساختار تصمیمگیری در ایران چگونه عمل میکند و مشخص نیست این دو مقام تا چه اندازه اختیار دارند.
تناقضهای آشکار در رویکرد کاخ سفید
بررسی واقعیتها نشان میدهد ادعای «نبود طرف مذاکره»، بیشتر شبیه به یک بهانهجویی سیاسی است تا یک واقعیت دیپلماتیک. چند نکته این تناقض را آشکار میکند:
- واشنگتن بارها و در سطوح مختلف با مقامهای ایرانی گفتوگو کرده است.
- رئیسجمهور آمریکا پیش از این تفاهمنامه اسلامآباد را امضا کرده است.
- عباس عراقچی به طور مشخص مسئولیت اصلی گفتوگوها و مذاکرات با آمریکا را بر عهده دارد.
در حالی که جنگی که قرار بود در چهار هفته تمام شود، اکنون هفت ماه است که ادامه دارد، کاخ سفید میان دو راهی دشواری قرار گرفته است: یا آغاز یک درگیری نظامی بیفایده یا بازگشت به مذاکراتی محترمانه. به نظر میرسد ترامپ و ونس برای فرار از پذیرش الزامات یک توافق واقعی، گزینه «نامشخص بودن طرف مذاکره» را به عنوان سپر دفاعی انتخاب کردهاند.
این بحثها چه معنایی برای مخاطب ایرانی دارد؟
این ادعاهای متناقض نشان میدهد که ایالات متحده در سطح سیاسی میان «رویکرد فشار حداکثری» و «نیاز به دیپلماسی» سردرگم است. وقتی مقاماتی چون ونس اعتراف میکنند با رئیسجمهور و وزیر خارجه در تماس هستند اما ادعای نبود اختیار آنها را میکنند، در واقع میخواهند هرگونه توافق احتمالی را در آینده با بهانه «عدم صلاحیت طرف مقابل» زیر سؤال ببرند.
برای مخاطب ایرانی، این موضوع یادآور این واقعیت است که در هر مذاکرهای با آمریکا، مسئله تنها شناخت طرفین نیست، بلکه پذیرش ساختار سیاسی طرف مقابل و پایبندی به تعهدات است؛ موضوعی که ترامپ همواره در مواجهه با توافقات بینالمللی در آن ضعف نشان داده است.