
مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، در تحلیل خود از وضعیت ارتباطات منطقهای، رویکردی متفاوت را پیشنهاد داد. او معتقد است منافع کشورهای منطقه زمانی تامین میشود که به جای رقابت برای تبدیل شدن به مسیر اصلی، بر اتصال مسیرهای موجود تمرکز کنند. این دیدگاه، تغییر پارادایم از «برد-باخت» به «برد-برد» در حوزه ترانزیت و زیرساختهاست.
تغییری در منطق ترانزیتی منطقه
در سالهای گذشته، بسیاری از کشورهای منطقه مسیرهای ترانزیتی خود را به عنوان ابزاری برای رقابت اقتصادی میدیدند؛ رویکردی که در آن هر مسیر تلاش میکرد با حذف یا تضعیف مسیر موازی، سهم بیشتری از بازار تجارت جهانی به دست آورد. اما نگاه پزشکیان بر محور «تکمیل» استوار است. در این مدل، مسیرهای مختلف به جای آنکه رقیب یکدیگر باشند، تکههای یک پازل بزرگتر را تشکیل میدهند.
اتصال مسیرها به این معناست که زیرساختهای کشورهای مختلف بهگونهای همراستا شوند که در نهایت منجر به کاهش هزینههای لجستیکی و افزایش سرعت جابجایی کالاها شود. این استراتژی باعث میشود کشورهای منطقه از یک فضای بسته و رقابتی به یک شبکه باز و پویا منتقل شوند.
پیامدهای اقتصادی و سیاسی اتصال مسیرها
این رویکرد تنها یک موضوع فنی یا مهندسی نیست، بلکه یک تصمیم استراتژیک سیاسی است. وقتی مسیرهای ترانزیتی به هم متصل شوند، کشورهای محصور در خشکی نیز میتوانند از ظرفیتهای همسایگان خود برای دسترسی به بازارهای جهانی بهره ببرند. این وابستگی متقابل اقتصادی، لایه جدیدی از ثبات سیاسی را در منطقه ایجاد میکند.
برخی از دستاوردهای احتمالی این دیدگاه عبارتند از:
- کاهش هزینههای حملونقل برای تجار و تولیدکنندگان منطقهای
- توزیع عادلانه ثروت حاصل از ترانزیت بین کشورهای مسیر
- تقویت مقاومت شبکه ترانزیتی منطقه در برابر فشارهای خارجی و رقابتهای جهانی
- تبدیل ایران به یک پل ارتباطی واقعی که به جای رقابت با مسیرهای موازی، آنها را پیوند میزند
در نهایت، این فلسفه مدیریتی بر این اصل استوار است که هیچ مسیر واحدی به تنهایی برنده نیست، بلکه کل شبکه ارتباطی منطقه است که در صورت اتصال درست، میتواند جایگاه اقتصادی کشورهای عضو را در سطح بینالمللی ارتقا دهد.