
علی باهنر در اظهاراتی صریح، به شکاف عمیق میان روایتهای رسانه ملی و تجربیات زیسته شهروندان اشاره کرد. او معتقد است تضاد میان آنچه در قاب تلویزیون نمایش داده میشود و آنچه مردم در زندگی روزمره لمس میکنند، به حدی رسیده است که باعث ایجاد نوعی گسست در درک واقعیتهای اجتماعی شده است.
تضاد میان تصویر رسانهای و زیست روزمره
باهنر با طرح یک پرسش کنایهآمیز، وضعیت فعلی را به گونهای توصیف کرد که گویی دو ایران متفاوت وجود دارد؛ یکی در برنامههای صداوسیما که ایدهآل و بینقص به تصویر کشیده میشود و دیگری ایرانی که مردم در آن زندگی میکنند. او تاکید کرد که نمیتوان با نمایش تصاویری دور از واقعیت، مشکلات ساختاری و فشارهای اجتماعی را پوشاند. این رویکرد رسانهای نه تنها گرهی از مشکلات باز نمیکند، بلکه باعث میشود مخاطب احساس کند در محیطی غریب زندگی میکند.
پدیده مهاجرت و توهم رسانهای
یکی از محورهای اصلی سخنان باهنر، پیوند میان این تصویرسازیهای غلط و میل به مهاجرت بود. او با اشاره به آمارهای خروج از کشور و تمایل بسیاری از افراد به پناهندگی در خارج، پرسش کرد که اگر قرار باشد بر اساس تصاویر صداوسیما قضاوت شود، چرا مردم باید بخواهند کشور را ترک کنند؟ او در واقع اشاره داشت که آن ایرانی که در تلویزیون نمایش داده میشود، در واقعیت وجود خارجی ندارد تا کسی بخواهد به آن پناه ببرد.
در تحلیل این دیدگاه، میتوان به نکات زیر اشاره کرد:
- تأکید بر لزوم بازگشت رسانه ملی به حقیقت برای جلب اعتماد عمومی.
- هشدار درباره پیامدهای اجتماعی نادیده گرفتن واقعیتهای موجود در برنامههای تلویزیونی.
- اشاره به رابطه مستقیم میان عدم تطابق روایت رسمی و واقعیت با افزایش تمایل به مهاجرت.
این انتقاد در واقع هشداری به متولیان رسانه ملی است تا به جای ساختن جهانی خیالی، به روایت حقیقتها بپردازند؛ چرا که تداوم این مسیر، فاصله میان مردم و نهادهای حاکمیتی را بیشتر میکند و باعث میشود صدای واقعی جامعه در میان تصاویر گل و بلبل تلویزیونی گم شود.