
محمدرضا شجریان از معدود هنرمندانی بود که آواز را تنها به اجرا محدود نکرد. او نگاهی ویژه به نقش هنر در بازتاب زمانه داشت و تلاش میکرد تا موسیقی و شعر را با حال جامعه گره بزند.
ریشههای مذهبی و آغاز معلمی در رادکان
شجریان سال 1319 در خانوادهای متوسط و متدین متولد شد. پدرش که صاحب صدای رسا بود، او را با دنیای قرآن آشنا کرد. استعداد او چنان بود که در همان دوران کلاس ششم ابتدایی، مدیریت ساعت درس و جلسات قرآن را بر عهده گرفت.
او پس از پایان تحصیلات دبیرستان و گذراندن دوره دانشسرا، به عنوان معلم به استخدام دولت درآمد. مسیر شغلی او، این هنرمند را به روستای رادکان در بخش چناران کشاند. در آن دوران، به دلیل دوری از شهر مشهد و خانواده، رادیو تنها همدم و انیس او بود.
کشف سنتور؛ دریچهای به دنیای موسیقی
در رادکان بود که شجریان با ابوالحسن کریمی آشنا شد. محور اصلی گفتگوهای این دو نفر، بحثهای موسیقایی بود. نقطه عطف زندگی او زمانی رخ داد که کریمی سنتوری را از یکی از دوستانش قرض گرفت و به منزل آورد.
شجریان شبها ساعتها تمرین کرد تا سرانجام آهنگی را که پیشتر در ذهن داشت و زمزمه میکرد، با سنتور بنوازد. همین اتفاق، شروع یادگیری جدی او در این ساز شد.
آزمونی سخت و تناقض استعداد با بودجه
سال 1350، توصیه معاون رادیو مشهد او را به تهران کشاند تا در شورای موسیقی رادیو امتحان دهد. اجرای او مورد تحسین استادان حاضر در جلسه قرار گرفت. در همین جلسه، علی تجویدی از او درباره خواندن ترانه پرسید، اما شجریان با قاطعیت پاسخ داد که تنها آواز میخواند.
با این حال، نتیجه امتحان با یک تناقض عجیب ابلاغ شد. در برگه نتیجه آمده بود: «آقای شجریان بسیار بااستعداد است ولی فعلاً به کار رادیو نمیآید.» پیگیریهای بعدی او نشان داد که علت این رد شدن، نبود بودجه برای پرداخت حقوق است، نه فقدان استعداد.