
هدررفت ۳۵ درصدی؛ بهای سنگین ضعف در زنجیره توزیع
آمارهای موجود نشان میدهد که ایران در مراحل مختلف تولید، برداشت، حملونقل و نگهداری، با ضایعاتی تا حدود ۳۵ درصد مواجه است. این رقم صرفاً یک عدد آماری نیست، بلکه به معنای نابودی مستقیم منابع حیاتی است. هر درصد از این ضایعات، به معنای از دست رفتن حجم زیادی از آب، انرژی، نهادههای شیمیایی، نیروی کار و سرمایهای است که برای رسیدن به محصول نهایی هزینه شده است.
خامفروشی محصولات، ضلع دیگر این بحران است. وقتی محصول بدون فرآوری به بازار میرود، ارزش افزوده آن در کشورهای مقصد یا توسط واسطهها جذب میشود و کشاورز ایرانی با کمترین سود ممکن، محصول خود را عرضه میکند. این روند باعث میشود ظرفیتهای صادراتی کشور به جای محصولات با ارزش، به محصولات اولیه محدود شود.
مدیریت جزیرهای و فقدان سیاست جامع در وزارت جهاد کشاورزی
محمد بازرگان، عضو اتاق اصناف کشاورزی و رئیس کمیسیون کشاورزی فدراسیون صنایع غذایی ایران، متولی اصلی ایجاد زنجیره تولید در کشور را وزارت جهاد کشاورزی میداند. او معتقد است این وزارتخانه تاکنون سیاست مشخص و فراگیری برای توسعه زنجیره تأمین و تولید در سطح ملی اتخاذ نکرده است.
برخی از نقاط ضعف مدیریتی در این بخش عبارتند از:
- فقدان اراده سیاسی برای ایجاد زنجیرههای تولید مؤثر و مثمر ثمر.
- اتخاذ رویکرد «جزیرهای» در مدیریت؛ به گونهای که اقدامات پراکنده در برخی استانها یا کشت و صنعتها دیده میشود، اما هیچ برنامهای جامع و سراسری وجود ندارد.
- ضعف در اتصال نقاط تولید به بازارهای مصرفی و صادراتی.
فرصتهای از دست رفته؛ از میوههای خام تا کنسانتره
بسیاری از محصولات کشاورزی ایران پتانسیل بالایی برای تبدیل شدن به محصولات صنعتی دارند، اما این اتفاق نمیافتد. برای نمونه، محصولات سیب، گلابی و زردآلو را میتوان به پوره یا کنسانتره تبدیل کرد. این محصولات فرآوریشده نه تنها ماندگاری بیشتری دارند، بلکه در بازارهای جهانی، بهویژه روسیه، تقاضای بالایی ایجاد میکنند.
در حال حاضر تنها تعداد محدودی از شرکتها با ظرفیت نسبی در زمینه تولید محصولات فرآوریشده فعالیت میکنند. این یعنی فاصله زیادی بین توان تولید محصول خام و ظرفیت تبدیل آن به کالای صنعتی وجود دارد که نتیجه مستقیم نبود سیاستهای حمایتی برای ایجاد واحدهای فرآوری در کنار قطبهای تولید است.