
از تلاشهای فردی تا سازمانیافته
تولید کتابهای جنگ برای کودکان در سالهای اخیر تحولی جدی را تجربه کرده است. اگر تا دو دهه پس از جنگ، آثار این حوزه بسیار اندک بود، امروز ناشران تخصصی دفاع مقدس بخشهای ویژهای را به کودکان اختصاص دادهاند. این روند که پیشتر با تلاشهای خودجوش برخی نویسندگان آغاز شده بود، حالا به شکلی منسجمتر درآمده و حضور فعالتری در بازار نشر دارد.
تلهی کمّیت؛ بلوغ محتوایی کجاست؟
افزایش تعداد آثار منتشر شده، لزوماً به معنای بلوغ محتوایی نیست. ادبیات دفاع مقدس برای کودکان سالهاست میان دو قطب متضاد گیر کرده است: «ستایش حماسه» از یک سو و «نادیده گرفتن واقعیتهای انسانی» از سوی دیگر. در بسیاری از این آثار، تأکید بیش از حد بر ایثار و شهادت، باعث شده لایههای عمیقتر و زیست واقعی کودکان در دوران جنگ به حاشیه برود.
جای خالی اضطراب و دلتنگی
نویسندگان در مسیر تبدیل جنگ به کتاب کودک، غالباً بر جنبههای قهرمانانه تمرکز کردهاند. در حالی که کودک جنگ، موجودی پیچیده با احساسات متناقض است، در داستانها سهم اندکی به مفاهیم زیر اختصاص یافته است:
- اضطرابهای درونی کودک در فضای جنگی
- تجربه آوارگی و کوچ اجباری
- دلتنگیهای عاطفی و فقدانهای شخصی
روایت بزرگسالان در لباس دنیای کودکان
حمیدرضا داداشی، نویسنده و پژوهشگر این حوزه، غفلت از وجوه انسانی جنگ را نتیجه نگاه غالب بر فضای فرهنگی سالهای گذشته میداند. پرسش بنیادین این است که آیا این آثار واقعاً جنگ را از زاویه نگاه کودک روایت میکنند یا در حقیقت، روایت بزرگسالان از جنگ است که برای کودکان بازنویسی شده است؟
بزرگترین گره ادبیات کودک در این حوزه، عدم توانایی نویسنده در «جای کودک نشستن» است. تا زمانی که کودک جنگ به عنوان یک انسان مستقل با تمام تناقضاتش دیده نشود و فراتر از کلیشههای قهرمانپروری به او نگریسته شود، این ادبیات نتوانسته است حق مطلب را ادا کند.