
برای میلیونها نفر در سراسر جهان، ساعت ۳ بامداد نه زمان استراحت، بلکه آغاز یک کشمکش ذهنی است. این وضعیت بهگونهای است که فرد در ابتدای شب هیچ مشکلی برای به خواب رفتن ندارد و بهسرعت به خوابی عمیق فرو میرود، اما ناگهان در میانه شب بیدار شده و با غلت زدنهای مداوم و افکار نگرانکننده، ساعتها با بیخوابی دستوپنجه نرم میکند. نتیجه این اتفاق، شروع روز بعد با احساس کوفتگی و خستگی شدید است.
بازه بحرانی ۱ تا ۳ بامداد
دکتر مایکل بروس، روانشناس بالینی و متخصص اختلالات خواب، در گفتگو با واشینگتن پست تأکید میکند که بیدار شدن در حوالی ساعت ۳ صبح، لزوماً نشاندهنده یک نقص یا اختلال عجیب نیست. او میگوید طی ۲۰ سال تجربه بالینی، این پرسش پرتکرارترین دغدغه مراجعان او از نوجوانان تا افراد ۹۰ ساله بوده است.
بر اساس یافتههای علمی، تقریباً همه انسانها بین ساعت ۱ تا ۳ بامداد برای لحظاتی از خواب بیدار میشوند. تفاوت اصلی در اینجاست که اکثر مردم پس از یک تغییر وضعیت ساده در تخت، بلافاصله به خواب میروند، اما در گروه دیگر، مغز شروع به فعالیت میکند و از یک فکر نگرانکننده به فکری دیگر میپرد.
ریشه زیستی بیداریهای شبانه
این پدیده به ریتم شبانهروزی و تغییرات دمای مرکزی بدن بازمیگردد. دمای بدن در طول روز بالا میرود و شبها افت میکند تا شرایط برای استراحت مهیا شود. فرآیند ترشح هورمونهای خواب به این ترتیب پیش میرود:
- ساعت ۱۰ شب:افت دمای بدن سیگنالی را به مغز ارسال میکند.
- ترشح ملاتونین:در پاسخ به این تغییر دما، هورمون ملاتونین ترشح میشود تا پیام فرارسیدن زمان خواب را به تمام ارگانهای بدن مخابره کند.
- نوسانات میانی شب:تغییرات در این چرخه فیزیولوژیک باعث میشود بدن در بازههای زمانی خاصی از بامداد، به طور طبیعی بیدار شود.
در واقع، بیدار شدن در این ساعات بخشی از ساختار زیستی ماست، اما تبدیل شدن این بیداری کوتاه به یک شب بیخوابی طولانی، نتیجه فعال شدن بیش از حد ذهن و ورود به چرخه افکار اضطرابی است.